نسبت سوادبصری و شکاف دیجیتال در میدان اجتماعی بر اساس نظریه پیر بوردیو
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، گروه هنر، پردیس بین المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران.
3 استادیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2024.2011587.1397چکیده
سواد بصری VL یا سواد بصری دیجیتال DVL، به واسطه تصویری شدن فناوریهای نوین در عصر دیجیتال، به جزء جدایی ناپذیری از مجموعه مهارتهای ضروری برای کاربران تبدیل شده و محدوده کاربران از متخصصان تا عموم مردم از نسلهای گذشته و کودکانی که با این فناوریها رشد مییابند نیز گسترده شده است. این تغییرات به واسطه مجموعه مهارتهایی که به آن سرمایه دیجیتال گفته میشود در میدانهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به وقوع پیوسته است. در تمامی میدانها سرمایه دیجیتال بهسان پلی برای کسب سایر سرمایهها عمل میکند. بر اساس تلقی بوردیو از عادتواره و میدان، تغییر در یکی از آنها ضرورتا به تغییر دیگری میانجامد. بنابراین برای سازگاری، عادتواره عاملان در میدان که کاربران فناوریهای دیجیتال محسوب میشوند باید همراستا و مرتبط با تغییرات میدان باشد. از این رو این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، بر پایه نظریه میدان پیر بوردیو، به تبیین رابطه بین مهارت سوادبصری به عنوان عادتوارهای برای سازگاری عاملان در میدان و شکاف دیجیتال در سه سطح، به عنوان مانعی برای کسب سرمایه دیجیتالی میپردازد. گردآوری دادهها به شیوه اسنادی- کتابخانهای و تجزیه و تحلیل دادهها نیز به شیوه استقرایی انجام شده است. در نهایت چنین نتیجهگیری میشود که بنابر دیالکتیکی که بین عادتواره و سرمایه در میدان وجود دارد، سوادبصری در حکم عادتواره در کسب سرمایه دیجیتالی و بازتولید سایر سرمایهها به عاملان در میدان کمک خواهد کرد. این امر عاملی در جهت کاهش شکاف دیجیتالی در بستر اجتماعی خواهد بود. از طرفی چون مهارت سواد بصری بیشتر از طریق تکرار در تجربه دیدن به دست میآید با افزایش شکاف دیجیتالی در سطح یک و دو بین عاملان، احتمال بروز نابرابریهای اجتماعی و عدم دسترسی به سرمایهها نیز افزایش پیدا خواهد کرد.