جهانیشدن فرهنگ و کارکرد دیپلماسیِ فرهنگی در سیاست خارجی
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
جهانیشدن، پدیدهای است که جهان را با استفاده از انقلاب اطلاعاتی در پرتو فناوریهای نوین ارتباطی از دهه 1970، متحول ساخته است. این پدیده ابتدا حوزه اقتصاد را جهانی کرد و سپس به حوزههای دیگر همچون فرهنگ و سیاست سرایت نمود؛ به گونهای که امروز به طور فزایندهای از جهانیشدن اقتصاد، جهانیشدن فرهنگ و جهانیشدن سیاست سخن گفته میشود. از سوی دیگر کشورها برای برآورده کردن منافع ملی خود همواره از سیاست خارجی استفاده کردهاند و ابزار سیاست خارجی آنها در بیشتر موارد دیپلماسی بوده است. به طور سنتی دیپلماسی در حوزههای سیاسی و اقتصادی کاربرد داشته، اما در پرتو جهانیشدن به ویژه جهانیشدن فرهنگ، دیپلماسی نیز متحول شده و شکل تازهای یافته است. این مقاله با روش تحلیلی و توصیفی تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که جهانیشدن فرهنگ چه تحولی در کارکرد دیپلماسی به عنوان ابزار سیاست خارجی به وجود آورده است؟ فرضیه این مقاله که در حقیقت پاسخ به سؤال اصلی پژوهش خواهد بود، مبتنی بر این گزاره است: جهانیشدن فرهنگ با توجه به بهرهگیری آن از انقلاب اطلاعاتی و جهان شبکهای، موجب شده است تا دیپلماسی سنتی به عنوان ابزار سیاست خارجی برای تأمین منافع ملی کشورها به دیپلماسی فرهنگی تحول یابد