رتوریک در شیوه مستند توضیحی و بکارگیری آن در فیلم مستند تاریخی: مطالعه موردی مستندهای «پرسپولیس -شیکاگو» و «رزمآرا؛ یک دوسیهی مسکوت»
نویسندگان
1 فوق لیسانس تهیه کنندگی دانشگاه صداوسیما (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/scm.2025.512517.1863چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل ابزارهای بلاغی در مستندهای شیوه توضیحی و نحوه استفاده آنها از استراتژیهای اقناعی ارسطویی (لوگوس، پاتوس و اتوس) در شکلدهی به روایت موضوعات تاریخی، انجام شده است. در این راستا، دو مستند توضیحی «پرسپولیس-شیکاگو» و «رزمآرا؛ یک دوسیهی مسکوت» با محوریت تاریخ کهن و معاصر ایران به عنوان نمونههای موردی انتخاب و از منظر بلاغی تحلیل شدهاند. مباحث نظری این پژوهش بر نظریه بلاغی ارسطو و دیدگاههای معاصر درباره اقناع در مستندهای تاریخی استوار است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل و نشانهشناسی بلاغی بوده و دادهها از طریق مشاهده دقیق مستندها، بررسی گفتار راوی، تحلیل عناصر تصویری و تدوین و طبقهبندی دادهها بر اساس مدل بلاغی ارسطویی گردآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که مستند «پرسپولیس-شیکاگو» بیشترین تأکید را بر پاتوس داشته و با استفاده از تصاویر احساسی، موسیقی اثرگذار و روایت عاطفی، همدلی مخاطب را برانگیخته است. در مقابل، مستند «رزمآرا؛ یک دوسیهی مسکوت» علاوه بر پاتوس، بر لوگوس نیز تمرکز داشته و از مدارک مستند، گزارشهای آرشیوی و تحلیلهای تاریخی برای تقویت استدلال بهره برده است. هر دو مستند با اتکا به اعتبار منبع و راوی، تلاش در جلب اعتماد مخاطب داشتهاند، اگرچه ضعف در بهکارگیری راوی درونصحنه دیده میشود. نتایج نشان میدهد که تلفیق مؤثر ابزارهای بلاغی میتواند تأثیر مستقیمی بر قدرت اقناعی مستندهای تاریخی داشته باشد و نحوه روایت، به اندازه صحت دادهها، در بازنمایی تاریخ اهمیت دارد.