شناسایی الگوهای برساخت طراحی ملّی در مواجهه با طراحی جهانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2022.545842.1161چکیده
طراحی محصول علاوه بر انطباق با نیازهای جامعه کاربری، نمایشگر سبک زندگی ایشان و بهگونهای روایتگر فرهنگ زمانهی خود است. با شروع قرن جدید طراحی صنعتی از طراحی محصول صرف به سمت گونهای کنشگری در جامعه حرکت نموده است و ظهور و رشد گرایشهایی مانند مدیریت طراحی و رویکردهای فرهنگی-اجتماعی از نتایج همین روند کلان طراحی صنعتی جهان است. به همین ترتیب، در پی رشد مطالعات پسااستعماری در هنر و طراحی، پژوهش در طراحی ملل و کشورهای پیرامونی به تعبیر ویکتور پاپانک جایگاه ویژهای در مطالعات دانشگاهی طراحی صنعتی یافته است. لذا با عنایت به مبانی نظری جهانیشدن، نوعی رابطهی دیالکتیکی در قالب طراحی جهانی بهمثابهی امر عام و طراحی بومی، ملّی و محلی بهعنوان امر خاص طراحی است. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی الگوها و رویکردهای هویتیابی کنشگران (طراحان، مورخین و نظریهپردازان طراحی صنعتی) کشورهای پیشرو و در حاشیهی طراحی در مواجهه با الزامات عام و جهانشمول طراحی جهانی است. این پژوهش با رویکردی تفسیری و به روش تحلیل اسنادی و روششناسی کیفی انجام شده و در تجزیهوتحلیل دادههای اسنادی از روش کدگذاری موضوعی استفاده شده است. پژوهش حاضر، در چگونگی تعامل و تقابل نظریهپردازان و مورخین طراحی ملّی در قارههای مختلف، چهار الگوی کلی مواجهه همراهی کامل، خلاقانه، چندگانه و التقاطی با طراحی را شناسایی نموده که همگی در مجموعه تجربیات جهانی-محلیگرایی قرار گرفته و الگوی فرضی محلیگرایی محض از طریق رد کامل آموزههای طراحی جهانی دیده نمیشود. به نظر میرسد که دلیل آن، برتری فناورانه روش تولید و مواهب غیرقابلانکار آن در دنیای معاصر است. بخش عمدهی تمایزسازی طراحی ملّی نیز با توجه به شرایط فرهنگی-اجتماعی و از طریق بهرهگیری از نمادهای بومی، فرمهای کلاسیک تثبیتشده و ارزشهای فرهنگی بومی و با اولویت در زیباییشناسی طراحی محصول جلوهگر شده است.