تحلیل انتقادی گفتمان قدرت در مثنوی (بررسی موردی: قصه اهل سبا)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون
2 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی
3 دانشجوی دکتری دانشگاه سلمان فارسی کازرون
doi
10.22099/jba.2020.35052.3548چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی شامل نظریهها و روشهایی برای مطالعات تجربی روابط میان گفتمان و تحولات اجتماعی است. تحلیلگران گفتمان انتقادی برآنند که متنهای ادبی مانند سایر متنها در خدمت ارتباطند؛ بنابراین آنها را میتوان با نگرش و روش انتقادی تحلیل کرد. در این پژوهش جملات، عبارات و ساختهای دربردارندهی مؤلفههای گفتمانمدار در حکایت «اهل سبا و طاغیکردن نعمت، ایشان را» از دفتر سوم مثنوی با رویکرد توصیفیتحلیلی، بررسی و تحلیل شده است. نتیجهی این بررسی نشان میدهد که مولانا افزونبر بهرهگیری از دانش گستردهی خود در علوم رسمی، عرفان و ادب فارسی و عربی از بازتولید نظم گفتمانی نیز برای گستردن سلطهی معنوی خویش بر مریدان بهره جسته و توفیق او تا بدانجا است که گفتمان قدرت در مثنوی کاملاً طبیعی و در هماهنگی کامل با اندیشههای عرفانی جلوهگر میشود و زمینهی لازم را برای تغییر گفتمان عرفانی به دست جانشینان مولوی فراهم میسازد. وی به یاری تقابل واژگان، ساختار نحوی و مشروعیتبخشی به گفتمان خودی، سعی در تثبیت و گسترش سلطه بر مریدان دارد.