جستاری در صورت و محتوای نقاشی اجتماعی-انتقادی دهه 90 ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه نقاشی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 کارشناس ارشد نقاشی، گروه نقاشی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22034/ra.2024.2001039.1336
چکیده

یکی از مهم ترین مؤلفه‌های هنر معاصر که آن را از هنر مدرن متمایز می‌سازد، خارج شدن از انحصار یک طبقة اجتماعی خاص و پرداختن به اقلیت‌ها و خرده فرهنگ‌هایی است که پیش از این امکان دیده شدن نداشتند. نقاشی معاصر ایران در جریان انقلاب اسلامی موفقیت چشمگیری در همراهی با جریان‌های اجتماعی به دست آورد و قابلیت‌های خود برای بر هم زدن نظم نمایشی را به اثبات رساند. با توجه به فراگیر شدن جریان هنر اجتماعی-  انتقادی در جهان و ضرورت مطالعه‌ ویژگی‌های این جریان، هدف پژوهش حاضر تبیین مضامین اجتماعی بازتاب یافته در نقاشی دهه‌ 90 ایران و چگونگی بازنمایی این مضامین در نقاشی‌ها بود. بدین منظور علاوه بر نقاشی‌های برگزیده جشنواره‌های ملی، مستندات گالری‌های خصوصی و صفحه‌ شخصی هنرمندان برای یافتن آثاری منطبق با تعریف نقاشی اجتماعی بررسی شدند. شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و میدانی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که، بحران هویت انسان معاصر و ضرورت بازنگری در نظام‌های تمایزگذاری اجتماعی، تخریب محیط زیست و پیامدهای ناشی از آن بر حیات انسان‌ها و ناامیدی فزاینده به واسطه‌ی از دست رفتن رفاه و معنویات، مهم ترین مضامین اجتماعی نقاشی این دهه هستند. هنرمندان در این آثار ضمن استفاده از المان‌های آشنا برای مخاطب به برهم زدن انگاره‌ی موجود پرداخته‌اند و در این راه از سوررئالیسم و دفرماسیون، کنار هم قرار دادن عناصر نامتجانس، استفاده از زبان کلامی در همراهی تصویر، ترکیب‌بندی نامتعارف و به‌هم ریخته، رنگ‌های تیره یا اکسپرسیو و سبک فردی استفاده کرده‌اند تا مخاطب را در حالتی از ابهام و تعلیق قرار داده و به تأمل در وضعیت موجود وادارند.