استقرار سیاسی ایران و چالشهای سیاستگذاری صنعتی کارآمد
نویسندگان
1 پژوهشگر پژوهشکدۀ مطالعات فناوری، تهران، ایران.
doi
10.22126/ipes.2021.5867.1320چکیده
چهارچوب استقرار سیاسی برای درک تفاوت عملکرد نهادها در بسترهای مختلف در سالهای اخیر موردتوجه پژوهشگران و نهادهای سیاستگذاری دنیا قرار گرفته است. این چهارچوب برخلاف تحلیلهای مرسوم، که عدم موفقیت نهادها را به توانمندی دولت یا عوامل فرهنگی محدود میکند، معتقد است توزیع قدرت تعیینکنندة کارآمدی نهاد است. توزیع قدرت سازمانی گروههای ذینفع تعیین میکند که این گروهها براساس «منافع» و «توانمندی» خود از سیاست یا نهاد خاص حمایت، دربرابر آن مقاومت یا آن را منحرف میکنند. ازاینرو، با فهم توزیع قدرت سازمانی میتوان به دلایل عملکرد نهچندان موفق سیاست یا نهاد در بستر سیاسی خاص پی برد. در این پژوهش با بررسی تحولات استقرار سیاسی ایران سعی شده است تا چالشهای بهکارگیری نهاد سیاست صنعتی در بستر سیاسی و اقتصادی ایران بررسی شود. دلالتهای کلان استقرار سیاسی ایران نشان میدهد که افق کوتاهمدت و توانمندی پایین اجرای دولت، که نتیجة استقرار سیاسی حزبی رقابتی است، کنار بنگاههای اقتصادی صاحبنفوذ خطر تسخیر سیاست صنعتی را بسیار بالا برده است. تعیین اهداف دقیق، مشخص، و محافظهکارانه میتواند امکان موفقیت سیاست صنعتی را تاحدی افزایش دهد. همچنین حمایت از بنگاههای اقتصادی کاملاً خصوصی، که نفوذ سیاسی کمتری دارند، میتواند راهحل دیگری برای کاهش خطر تسخیر سیاستهای حمایتی باشد. درنهایت باید توجه داشت که در استقرار سیاسی فعلی ایران، احتمالا تسخیر سیاستهای حمایتی دولت از سوی بنگاههای دولتی و شبهدولتی بسیار زیاد است و ازاینرو هرگونه سیاست حمایتی باید باتوجهبه این تلة سیاستی تدوین شود.