آمیختگی استعاره با پارادوکس در شعر معاصر
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی یاسوج، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران
doi
10.22099/jba.2019.34768.3515چکیده
شعر بهدلیل ترکیبات جدیدی از اندیشهها و فرایندهای استعاریِ نوآورِ دیریاب است که میتواند هم قوهی تخیل را تغذیه کند و هم باعث برجستگی کلام شود. شاعران معاصر در عرصهی بهکارگیری زبان استعاری، هرکدام به شگردهای گوناگون روی آوردهاند تا ذهن خواننده را با چالشهای غیرمنتظره روبهرو کنند؛ از جمله تصاویر چالشبرانگیزی که در شعر معاصر باعث پیچیدگی شبکهی تصویری کلام شده است، آمیختگی تصاویر استعاری با پارادوکس است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که این تناقضگوییهای استعاری، چه نقشی در برانگیختهشدنِ ذهن خواننده به اندیشهورزی و پرسشگری ایفا میکند. نگارنده، به روش توصیفیتحلیلی با ذکر مصداقهایی از شاعران معاصر به این نتیجه دست یافته است که اول، شاعران معاصر با چه شگردهایی تصاویر استعاری را با پارادوکس آمیخته کردهاند؟ دوم، انگیزه و هدف آنها از همراهکردن این دو تصویر با هم چه بوده است؟ همچنین نویسنده میکوشد خواننده را به این شگرد ادبی در تصویرپردازیهایِ نوینِ استعاریِ شعر معاصر آگاهتر و ذهن او را به تکنیکیترین برجستهسازی هنری که همان آمیختن هنریترین ابزارِ تخیل (استعاره) با مبهمترین تصویر شعری (پارادوکس) است؛ پربارتر کند.