مقایسهی شرحهای نقد نیازی و لطیفهی غیبی بر غزلیات حافظ بر اساس نظریهی دریافت یاوس
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانش آموخته دوره ی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.22099/jba.2020.34193.3451چکیده
نظریهی دریافت با تأکید بر تأثیر ساختار و پارادایم جامعه بر گرایشها و افق انتظارات خوانندگان یک اثر در طول زمان به بررسی تفاوت دریافتهای خوانندگان در تداوم حیات اثر ادبی میپردازد. باتوجهبه اهمیت غزلیات حافظ بهعنوان شاهکاری ادبی در تمامی ادوار تاریخی ایران، این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش توصیفیتحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای به بررسی و تحلیل تفاوتهای دریافت در دو شرح حافظ که در دو زمان مختلف و با افق انتظارات متفاوت بر غزلیات حافظ نگاشته شدهاند، بپردازد. بررسیها نشان میدهد که نقد نیازی بهعنوان نخستین شرح بر حافظ در قرن نهم باتوجهبه پارادایم دنیاگریز جامعهی تیموری در افقی عرفانی حافظ را فهمیده است و لطیفهی غیبی در قرن دوازدهم، در پارادایم دنیاگرا و شیعیکلامی جامعهی صفوی، متأثر از میراث خوانشهای قبلی تلاش کرده است که حافظ را عرفانی شرح کند؛ اما افق انتظارات عصر صفوی، برداشتهای شیعی و کلامی را در شرح دارابی پررنگتر کرده است. این تلفیق افقها در انتصاب ماهیت پیر و مرشد به ائمه و امامان عصر در لطیفهی غیبی مشهود است.