واکاوی اصول ادراک دیداری در کوفی تزیینی با تأکید بر اصل شکل و زمینه، تداوم و سرنوشت مشترک؛ نمونهی موردی کتیبهی گریوار بقعه دوازدهامام
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری هنرهای اسلامی، گروه هنرهای اسلامی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، تهران، ایران.
2 استادیار گروه هنرهای اسلامی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنراسلامی تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/ra.2024.1971186.1261چکیده
بقعه دوازدهامام یزد، ساختهشده در سال429 ه.ق، یکی از بناهای تاریخی کمنظیر عالم اسلام است که نزد پژوهشگران معماریاسلامی جهان شهرت زیادی دارد.کتیبهی گریوار این بنا آیهالکرسی را به خط معشق مشجر به رنگ لاجوردی بر بستر گچی نشان میدهد. نظریهی ادراک دیداری گشتالت، ازجمله نظریههای تأثیرگذار قرن بیستم در حوزه هنرهای تجسمی است که فرایند ادراک بصری را بهنوعی معطوف به رؤیت یکپارچه و تمامیت اثر هنری کرده، قوانین دهگانه ادراک دیداری را طرح میافکند.این پژوهش به دنبال پاسخ این سؤال است که طراحان کتیبه بقعه دوازدهامام چگونه از اصول شکل و زمینه، تداوم و سرنوشت مشترک که سه اصل از این اصول دهگانه هستند، برای رسیدن به این کتیبهی فاخر بهره بردهاند و میزان پراگنانس حاصل از بهکارگیری هر یک از این اصول در طراحی آن، چه میزان است؟ روش پژوهش حاضر توصیفی ـ تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانهای و میدانی است. در ابتدا بر مبنای عکاسی از اضلاع، کتیبه مورد بازآفرینی قرار گرفت و با توجه به طول زیاد آن و شباهت ساختاری همه بخشها، تنها قسمتهایی انتخاب و تحلیلهای بصری بر روی آنها انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که اصل شکل و زمینه، در نمای کلی و اجزای کتیبه بسیار زیاد، اصل تداوم در نمای کلی بسیار زیاد و در اجزا متوسط، و اصل سرنوشت مشترک در نمای کلی بسیار زیاد بهکار رفته است و در اجزا مصداق ندارد. حاصل کاربست هر یک از این اصول، تحقق پراگنانسی قوی بوده است که موجب تأثیرگذاری بیشتر و ارتباط بهتر مخاطب با اثر میگردد.