رویکرد اقتصاد سیاسی به سیاست‌های اقتصادی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد

نویسندگان

1 دکترای علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

3 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

4 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

doi
10.22126/ipes.2020.3776.1083
چکیده

دست‌یابی احمدی‌نژاد به قدرت در ساختار سیاسی ایران با دور جدیدی از سیاست‌گذاری‌های اقتصادی هم‌راه بود، به‌گونه‌ای‌که بسیاری از صاحب‌نظران و تحلیل‌گران اقتصاد ایران به این باور رسیدند که جهت‌‌گیری‌‌های اقتصادی این دوره پیوند نزدیکی با پوپولیسم اقتصادی داشته است. بر این‌ پایه، پرسش اصلی پژوهش پیش‌‌رو این است که سیاست‌های اقتصادی دورۀ ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد چه نسبتی با اقتصاد کلان پوپولیستی دارد. نوشتار حاضر تلاش می‌کند تا از منظر اقتصاد سیاسی و با بهره‌‌گیری از نظریۀ «اقتصاد کلان پوپولیسمِ» دورن بوش و ادواردز (که در قالب رویکرد پوپولیسم به‌مثابۀ استراتژی سیاسی و در سطح سیاست‌گذاری اقتصادی ارائه شده است)، ضمن بازخوانی سیاست‌های اقتصادی دولت احمدی‌نژاد، نسبت این سیاست‌ها با رویکرد‌‌های پوپولیستی به اقتصاد را موردبررسی و هم‌چنین پی‌آمدهای آن برای اقتصاد سیاسی ایران را موردتوجه قرار دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد دولت احمدی‌نژاد با بهره‌‌گیری از آرمان‌های انقلاب و با تکیه ‌بر درآمدهای نفتی تلاش کرد تا در دو سال نخست ریاست‌‌جمهوری خود سیاست‌های اقتصادی انبساطی را به مرحلۀ اجرا درآورد، سیاست‌هایی که درنهایت به گسترش نقدینگی، تورم، و رکود اقتصادی منجر شد. پس‌از‌آن از سال 1387 به این سو، به‌علت کاهش درآمدهای نفتی، دولت نهم به سیاست‌های تثبیتی روی آورد و کاهش پرداخت یارانه و طرح تحول اقتصادی را در دستور کار خود قرارداد، به‌نحوی‌که دست‌یابی به هدف بازتوزیعی و عدالت‌‌محوری دولت با موانع بی‌‌شماری روبه‌رو شد. رویکرد پژوهش اقتصاد سیاسی و روش پژوهش کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده‌‌ها نیز کتاب‌خانه‌‌ای‌ ـ اینترنتی است.