راهکارهای سیاست‌گذاری بازطراحی فضاهای فرهنگی از منظر کاربران بر اساس رویکرد مشارکتی

نویسندگان

1 گروه معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)

2 گروه معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران ‏

doi
10.22083/scsj.2025.523602.1284
چکیده

فضاهای فرهنگی به‌عنوان نمادهای تمدنی و صحنه‌هایی برای تجلی فعالیت‌های فرهنگی جامعه، ازجمله فضاهایی هستند که به دلیل عدم توجه جامع به کیفیت آن‌ها و اتکای صرف به سیاست‌گذاری‌های نهادی و دولتی، نیازمند بازنگری جدی از منظر کاربران به‌عنوان مصرف‌کنندگان اصلی به شمار می‌آیند. چنین رویکردی می‌تواند نقطه عزیمتی برای تدوین سیاست‌گذاری‌های مؤثرتر در طراحی یا بازطراحی این فضاها باشد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های اثرگذار در بازطراحی فضاهای فرهنگی با رویکرد مشارکتی به‌منظور ارائه چارچوبی جامع برای سیاست‌گذاری فرهنگی است و در همین راستا، تلاش دارد به راهکارهایی عملی برای ارتقای کیفیت فضایی و بهبود سیاست‌گذاری فرهنگی دست یابد. این مطالعه بر مبنای پارادایم عمل‌گرایی و با روش آمیخته (کیفی-کمّی) انجام شده است. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه معماری و سیاست‌گذاری فرهنگی، مؤلفه‌های کلیدی شناسایی گردید. سپس در مرحله کمّی، بر اساس این مؤلفه‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته طراحی و داده‌ها از ۷۳ نفر از کاربران جمع‌آوری شد که از حجم نمونه حداقلی ۶۸ نفر فراتر رفت. یافته‌ها نشان می‌دهد مؤلفه‌هایی نظیر الگوهای فرهنگی، نیازهای انسانی و نحوه چیدمان فضایی، از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در بازطراحی فضاهای فرهنگی هستند و می‌توانند در سیاست‌گذاری‌های مرتبط، نقشی کلیدی ایفا کنند. این مؤلفه‌ها به‌عنوان اصول راهبردی برای بهبود و ارتقای کیفیت فضایی پیشنهاد شده‌اند و ظرفیت آن را دارند که مبنای تدوین سیاست‌های کلان فرهنگی قرار گیرند تا علاوه بر افزایش کارایی عملکردی، به تقویت احساس تعلق و هویت جمعی نیز منجر شوند.