جایگاه ترادفات معطوف در غزلیات حافظ
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسیی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه جیرفت، جیرفت، کرمان، ایران
2 دانشگاه جیرفت
doi
10.22099/jba.2019.33805.3410چکیده
ترادف هنگامی روی میدهد که دو یا چند لفظ، دلالت تقریبا یکسانی به معنایی واحد داشته باشد. گاهی این واژگان در شعر به صورت معطوف ذکر میشود، درحالیکه ذکر یکی از آنها برای انتقال مقصود بسنده است. در ادبیات منثور با شکلگیری سبک فنی این شیوه گسترش یافت. اما در شعر سنتی که عواملی چون محدودیتهای وزنی، استقلال ابیات، نکاستن از دایرهی معنایی و تداعی واژگانی، دوری از اطناب، رعایت ایجاز، پرمایگی ابیات و امثالهم بستر لفاظی را از شاعر میگیرد، بهنظرمیرسد این شیوه چندان رایج و هنرمندانه نباشد. با وجود این، در اشعار شاعران بزرگ، این ساختار بسامد چشمگیری دارد. مقالهی پیش رو این موضوع را در شعر حافظ بررسی کرده و نشان داده حافظ نیز بارها به مقولهی ترادفات معطوف وارد شده است. ترادفات در شعر او به دلایلی چون حمل بخشی از معنای واژه به واژهی دیگر، کاربرد معطوفات مرسوم و قالبی، ایجاد تناسبات و خوشههای آوایی، تناسبات واژگانی و ایجاد ایهام، تاکید بر معنا، ایجاد ساختارهای دوزبانی و غیره انجام گرفته است.