بررسی فنا و بقا از منظر سنایی بر مبنای سنت اول عرفانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا/ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

2 دانشیار و عضو هیئت علمی/ گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

doi
10.22099/jba.2019.33491.3379
چکیده

فنا و بقا از مهم­ترین مباحث سنت اول عرفانی است و در عرفان اسلامی جایگاه ویژه­ای دارد و در آثار شعرا و عرفا به شکل­های گوناگونی متجلی شده است. هریک از عرفا کوشیده­اند تا با استفاده از تجارب شخصی خود به بیان این دو موضوع بپردازند. سنایی، شاعر و عارف بزرگ سده­ی ششم هجری، نیز از این امر مستنثنی نیست. این پژوهش، کوشیده تا به بیان فنا و بقا از دیدگاه سنایی بپردازد. در سنت اول عرفانی، انسان و خدا، دو موجود متمایز از یکدیگرند که ذات و صفات و افعال یکی در دیگری فانی می­شود. فنا و بقا به دو بخش عمده­ی ظاهر و باطن تقسیم­بندی شده است. در فنا، عارف از اراده و وجود خود فانی و نیست می­شود و پس از آن به حق­تعالی باقی می­گردد. فنا، مقدمه­ای برای دست­یافتن به بقاست. بنده به صفات خداوند متصف می­شود و به بقای حقیقی دست می­یابد. روش تحقیق در این گفتار، اسنادی­-کتابخانه­ای و از نوع توصیفی-تحلیلی است. ابتدا مطالب مربوط به فنا و بقا یادداشت­برداری، سپس به تفصیل درباره­ی آن بحث شد. ارائه­ی دیدگاه سنایی درباره­ی فنا و بقا، بررسی انواع و اقسام فنا و بقا و درجاتشان، از نوآوری­های این پژوهش است. وی از فنا و بقای ظاهر و باطن یاد می­کند و برای هرکدام درجاتی را قائل است و بالاترین درجه ­را فنای ذات بنده و باقی­شدن به ذات حق می­داند که در آن تمامی حجاب­ها از پیش چشم عارف برداشته می­شود.