ارزیابی حس هویت در خودنگاره ی مولانا بر اساس تحلیل غزلیات شمس

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

2 دکترای مشاوره، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.22099/jba.2019.31118.3173
چکیده

غزلیات شمس را می‌توان تجربه‌ی عارفانه‌‌عاشقانه‌ی مولانا از جهان (درون و برون) دانست و از آنجایی که غزلیات، بازتاب احوال و تفکرات وی است، در این پژوهش غزلیات شمس با عنوان «خودنگاره‌ی مولانا» معرفی و تحلیل می‌شود. برآنیم که با رویکرد روان‌شناسانه، حس هویت را در خودنگاره‌ی وی (تا آنجایی که مقدور است) ارزیابی و معرفی کنیم. برای این هدف در قدم اول، الگوی شناختی با عنوان تعابیر شخصی بر پایه‌ی تحلیل: خودپنداره، خود واقعی، خود آرمانی، خود ممکن، طرح‌واره، جامعه‌بیانگری و خودبیانگری، منطبق بر اصول روان‌شناسی تنظیم و تعریف می‌گردد و براساس آن، ابیات تحلیل و حس هویت فردی و میزان کاربرد آن در ذهن و زبان شاعر و نگارش اثری چون غزلیات شمس ارزیابی می‌شود. درنهایت با تحلیل داده‌ها به روش علمی نشان دادیم که مؤلفه‌های حس‌ هویت در غزلیات شمس به‌صورت سازگار، مثبت، رشدگرا و با روش منحصر‌به‌فرد تجربه شده است یا وجود دارد.