طراحی فرهنگمحور با نظریه بازنمایی استوارت هال؛ نمونه موردی هویت بخشی بستهبندی صنایع دستی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه طراحی صنعتی، دانشکده طراحی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکترای طراحی صنعتی، گروه طراحی صنعتی، دانشکده طراحی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/ra.2023.562984.1257چکیده
طراحی متأثر از فرهنگ و تولیدکننده فرهنگ میباشد. به خاطر نقش با اهمیت طراحی در پایداری ارزشهای فرهنگی در جوامع امروزی، ضرورت پژوهشی برای مطالعه در این حوزه احساس میگردد. بر همین اساس سؤالی که میتوان مطرح کرد این است که کاربرد فرهنگ و هویت در طراحی محصولات به چه صورت خواهد بود؟ هدف کلی این پژوهش مطالعه تطبیقی طراحی فرهنگمحور با نظریه بازنمایی استوارت هال و بررسی میزان و چگونگی هویتبخشی بستهبندی صنایعدستی ایران است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی ـ تطبیقی با رویکرد کیفی و گردآوری اطلاعات اسنادی (کتابخانهای)، از دیدگاه بنیادی با هدف یافتن روابط بین طراح، فرهنگ، هویت و محیط، به تطبیق طراحی فرهنگمحور از منظر کریستوفر الکساندر و ریموند لووی با نظریه بازنمایی هال میپردازد که از نوع مطالعات نظری میباشد. در مطالعه نمونه موردی بستهبندی صنایعدستی، از روش نمونهبرداری طبقهای و احتمالی با رویکرد کمی و تحلیل محتوای بصری و جمعآوری اطلاعات به روش میدانی استفاده شده است. نتیجه حاصل از پژوهش حاکی از این میباشد که طراحی میتواند در تعاریف تاریخی، تشریحی، روانشناختی و ساختاری فرهنگ قرار بگیرد و هویت هر محصول نشان از هویت جامعه طراح و مخاطب میباشد. بر اساس نظریه بازنمایی هال میتوان رویکرد ارجاعی یا طراحمحور را با دیدگاه الکساندر و رویکرد برساختی یا مخاطبمحور را با دیدگاه لووی منطبق دانست و در نهایت با مطالعه موردی پژوهش به این نکته خواهیم رسید که 57% از بستهبندیهای صنایعدستی موجود در بازار دارای هویت ایرانی میباشند ولی شیوه هویتبخشی آنها تنها محدود به نمادهای گیاهی (اسلیمی، بتهجقه و تذهیب) و نمادهای هندسی میباشد.