تحلیل گفتمان «قصیده‌ی در‌از راه رنج تا راه رستاخیز» با الگوی لاکلائو و موف

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی تمام وقت گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا، دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی تهران

doi
10.22099/jba.2019.33615.3399
چکیده

  مقاله‌ی پیش رو، شعر روایی «قصیده‌ی دراز راه رنج تا رستاخیز» کسرایی را با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلائو و موف بررسی و تحلیل می‌کند تا ستیز اجتماعی و هویت سوژه‌ها را به لحاظ کسب قدرت در دل گفتمان دهه‌ی پنجاه شمسی روشن سازد. جایگزینی دالِ «ملّت»، به جای «امّت» و برجسته‌سازی آزادی و برابری در ستیز با گفتمان مسلط، برآمده از شگرد و ساختار گفتمان انتقادی کسرایی‌ است. هدف پژوهش حاضر معرفی گفتمان سیاوش کسرایی در ستیز با گفتمان مسلط زمانه است و چگونگی شکل‌گیری و خلق سوژه از سوی گفتمان‌ها، سؤال اصلی این پژوهش محسوب می‎شود. مهم‌ترین یافته‌ی این پژوهش همانا شگرد گفتمانی کسرایی، یعنی برجسته‌سازی و وجه استعاری گفتمان است که در شرایط بحران اجتماعی، چهره‌ای آرمانی از گفتمان خودی در برابر آن دیگری ارائه می‌کند. وجه هنری و شاعرانه‌ی این شعر، به دلیل برجستگی سویه‌ی ایدئولوژیک و سیاسی آن، برجسته نیست.