تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی رباعیات مولوی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل

doi
10.22099/jba.2019.30958.3165
چکیده

در تجزیه و تحلیل گفتمانی رباعیات مولوی که برپایه‌ی ساخت گفتمانی و متنی پیشنهادی لطف‌الله یارمحمدی در خصوص رباعیات خیام صورت گرفته، نخست رباعیات مولوی به دو دسته‌ی متمکن و مغلوب تقسیم گردیده و سپس سازه‌های به‌کاررفته در آن‌ها بررسی و واکاوی شده است. بیشتر رباعیات مولوی به شیوه‌ی مغلوب است که غالباً در لحظه‌های وجد و حال و کشف و شهود بر زبان وی جاری شده است. در رباعیات مغلوب غالباً سخن از «او» در مقام حق، معشوق یا شمس تبریزی است و نوعی راز و نیاز عاشقانه و عارفانه در آن‌ها به‌چشم‌می‌خورد. درحالی‌که در رباعیات متمکن سخن از مسائل کلی و فلسفی در خصوص خدا، انسان و عالم هستی است. هرچند براساس سازه‌های تشکیل‌دهنده، هم رباعیات مغلوب و هم رباعیات متمکن مولوی سازه‌های یکسانی از قبیل توصیف، توصیه، تعلیل، تمنا، دعا و آرزو دارد، اما چارچوب فکری و محتوایی آن‌ها در این دو دسته از رباعیات متفاوت است. در هر دو نوع رباعی، سازه‌ی توصیف مهم‌ترین و محوری‌ترین سازه به‌حساب‌می‌آید و ازآن‌جا که در این سازه، شاعر خود در جایگاه فرستنده‌ی پیام قرار دارد و غالباً به بیان احوال خود، چه در لحظات آگاهی و چه در لحظات کشف و شهود پرداخته، جهت‌گیری پیام به سوی گوینده و کلام او از نوع عاطفی و غنایی است.