نقش برجسته‌های هخامنشی به‌مثابه «هتروتوپیا» با رویکردِ مفهومِ گفتمان قدرت فوکو

نویسندگان

1 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران .

2 کارشناس ارشد پژوهش هنر،گروه هنر، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22034/ra.2023.552241.1202
چکیده

ردپای مفهوم قدرت چه به لحاظ ظاهری در تناسبات مرتبط با شکل‌ها در آثار هنری و چه در روابط میان طبقات اجتماعی، در جای‌جای اندیشه و آثار میشل فوکو نمود دارد. وی ذیل این مفهوم، به اصطلاح خودساخته «هتروتوپیا» به معنای دگرمکان یا دگرفضا می‌پردازد و آن را در جهت تحلیل روابط قدرت در زمینه هدایت مکان‌ها و رسیدن به فضاهایی به‌هم‌پیوسته در راستای گسترش هر چه بیشتر قدرت به کار می‌گیرد. نقش‌‌برجسته‌‌های هخامنشی که به سفارش و با حمایت شاهان ساخته شده‌اند، همچون تابلوی تولید حقیقت و نمایش قدرت امپراتوری، فضائی متفاوت و دیگرگون خلق می‌کنند که حتی انسان مدرن اشباع از انواع رسانه‌‌های قدرتمند را مسحور خود می‌سازند. پژوهش حاضر با این سؤال آغاز شد که نقش برجسته‌های هخامنشی چگونه همچون هتروتوپیای فوکویی به‌مثابه عوامل انتشار قدرت و پدیده‌های تأثیرگذار در مناسبات اجتماعی  - سیاسی عصر خود مورد خوانش قرار می‌گیرند و در ادامه با بهره‌گیری از شیوه اسنادی–  مطالعات کتابخانه‌ای جهت جمع‌آوری اطلاعات و با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی و تاریخی به این نتیجه نائل گردید که این آثار با نظر به نقش مؤثری که در شکل‌گیری حقیقت مورد تائید و تبلیغ سیستم حاکمه در زمان خود داشته‌اند و نیز به اعتبار دارا بودن ویژگی‌هایی همچون بهره بردن از ترکیب‌بندی مقامی، بیان سمبلیک، کاربرد حیوانات ترکیبی، به تصویرکشیدن خدا و فرا انسان نشان دادن پادشاه، قابلیت هتروتوپیاسازی و هتروتوپیابودگی را دارا می‌باشند.