بازشناسی و بازآفرینیِ مقامِ ایرانیِ رنگ در گسترهی عکاسی
نویسندگان
1 دکترای پژوهش هنر، گروه هنر، پردیس بین الملل کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2023.1999907.1326چکیده
دید بیرنگ و ظهور جهان سیاهوسفید عکس را میتوان آغازگر تغییرات مهمی در کیفیت دریافت و ادراک مفاهیم بنیادینِ «انسان، هستی و زمان» دانست که به نظر میرسد همچنان بهعنوان رویکرد مسلطی در ساحات مختلف عکاسی تداوم یافته و «شَکباوری»ای که پیش از پیدایش عکاسی، تحکم خود را بر ذهن و تاریخ فرهنگ انسان آغاز نمود، اکنون با اصرار بر غیاب رنگ در جهان عکس، به «شکی پدیداری» و عینی مبدل شده است. لذا عطف به «توسعهی دید بیرنگ» و «پنهانماندن عنصر زیبایی در برنامهی قرن بیستمی دستگاه عکاسی» و نیز با استناد به ظرفیتِ «بسطیافتگیِ» مقامِ رنگ در فرهنگ و هنر ایرانی، به بازآفرینی این معنا در «گسترهی عکاسی» خواهیم پرداخت. بدین منظور، در پژوهش حاضر به شیوهای توصیفی-تحلیلی، به بررسی علت غیاب رنگ در عکسهای اولیه، دلیل تداوم دید بیرنگ در عکاسی امروز، تبیین مبانی فکری و نظری توسعهی عکاسی سیاهوسفید، کیفیت حضور زیباییآفرین، معناساز و ادراکبخش رنگ در هنر ایرانی و در ادامه به بسط این معنا در گسترهی عکاسی میپردازیم. مقالهی حاضر بر این دستاورد است که بازشناسی و بازآفرینی مقام ایرانی رنگ میتواند زمینهی ارتقای کیفی مراتب ادراکی (دیداری، شناختی و استدلالی) را در گسترهی عکاسی ایجاد کرده و متعاقباً، امکان تکوین نگاهی ایرانی را برمبنای مهمترین مؤلفهی تصویری زیباییشناسی ایرانی در ساحات مختلف (خلق، خوانش، تفسیر، نظریه) عکاسی فراهم سازد.