تحلیل عوامل ناشاعرانگی ها در شعر منثور شاملو

نویسندگان

1 اصفهان - دانشگاه اصفهان - دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی - گروه زبان و ادبیات فارسی.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان ، ایران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان ، ایران

doi
10.22099/jba.2019.34868.3526
چکیده

احمد شاملو نماینده‌ی اصلی شعر منثور در ادبیات معاصر ایران است. درباره‌ی وجوه مختلف شعری او در این قالب، مقاله‌ها و نقدهای بسیاری نوشته‌ شده ‌است. بیشتر نگاه منتقدان معطوف بر بازنمایی شعر منثور از آینه‌ی شعر این شاعر بوده‌ است؛ بنابراین برجستگی‌ها و نقاط قوت او بیشتر بررسی شده است و بر نقاط ضعف شاعری او در مراحل چندگانه‌ای که برای رسیدن به قله‌ی شعر منثور پیموده، به‌جز در نمونه‌هایی معدود و به‌صورت گذرا، کمتر نگاه افکنده‌اند. به‌نحوی که هیچ مقاله‌ای تا امروز به‌صورت مستقل و علمی رد ناشاعرانگی‌ها را در شعر شاملو پی‌ نگرفته ‌است. در این مقاله کوشیده شده‌ است عواملی چون تبدیل شعر به داستان‌گونه، نثرنوشته، نمایشنامه‌ی کم‌مایه، خطابه، گزارش‌واره و قطعه‌ی ادبی و همچنین گرفتارشدن در چنبره‌ی مفهوم‌گرایی صرف و فرافکنی که موجب لغزش‌های شعر شاملو از شعریت به ناشاعرانگی شده، بررسی‌ شود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی‌تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است که در آن هشت عامل از عوامل ناشاعرانگی در شعر این شاعر بررسی شده ‌است.