تجلّی شاعرانهی رنگ و آهنگ در غزلیات بیدل دهلوی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل
doi
10.22099/jba.2019.31447.3203چکیده
از جمله تصاویر مهم بلاغی که در بررسی و شناخت سبک شخصی هر شاعر نقش مؤثری ایفا میکند، کاربرد رنگها، آهنگها و میزان استفادهی شاعر از این نوع واژهها است. اهمیّت این مسئله در شعر برخی از شاعران، بهویژه شاعران سبک هندی بهحدی است که از طریق آن میتوان به بسیاری از سلیقهها، باورها، آرزوها و خواستههای شاعر پیبرد. بیدل دهلوی (1054-1133 ه.ق) یکی از برجستهترین شاعران سبک هندی است که در غزلیات خود بهفراوانی از این امکان بهرهگرفته است. هدف از این پژوهش توصیفیتحلیلی، بررسی نوآوریهای هنری و بسامد معنایی رنگ و آهنگ، همراه با مترادفات آن (ترانه، نغمه، ساز، زمزمه، صدا، ناله و...)، در غزلیات بیدل دهلوی است. نتیجهی تحقیق حاکی از آن است که شاعر با نگرش و بیانی خلّاقانه از لفظ رنگ و آهنگ، با بسامد چشمگیری بهعنوانِ نقشمایه و نماد چندمعنایی و محور ساختاری تصاویر بلاغی برای بیان انواع اندیشههای عاشقانه-عارفانه، زیبایی شعر، هماهنگی و تناسببخشیدن به اجزای کلام استفاده نموده است.