خوانشی نو از تابلوی شمس اثر استاد نصرالله افجهای با رویکرد ژرار ژنت
نویسندگان
1 استادیار گروه تصویرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2022.553270.1210چکیده
خوانش بینامتنی یکی از شیوههای نقد نو محسوب میشود که تلاش دارد به ارتباط متن با دیگر متون پرداخته و با مدنظر قرار دادن روابط میان متون مختلف و تأثیر و تأثرهای آنها بر یکدیگر، رهیافتی نو از معنا را روشن سازد. بر این بنیان این مقاله در نظر دارد تا به بازخوانی تابلوی شمس اثر استاد نصرالله افجهای بپردازد و دلالتهای نوشتاری و نشانههای تصویری موجود در آن را مورد خوانش قرار داده و به این پرسش پاسخ دهد که هرکدام از این نشانهها بر چه چیز دلالت میکنند و روابط میان آنها چه معانی مستتری را میتواند شکل دهد؟ از آنجا که این اثر نقاشیخط، دارای بُعد نوشتاری و تصویری به صورت هم زمان است، ابتدا دلالتهای نوشتاری و تصویری تبیین شده و سپس در خوانش ارتباط میان آنها با یکدیگر از رویکرد ترامتنی ژرار ژنت بهره گرفته میشود و روابط بینامتنیت و بیشمتنیت موجود در اثر مورد تحلیل قرار میگیرد. دادههای متنی این تحقیق به روش مطالعه کتابخانهای و شیوه استنادی تهیه شده و دادههای تصویری نیز به روش میدانی و مشاهده مستقیم اثر جمعآوری شده است. نتایج تحقیق نشانگر وجود بینامتنهای قوی در زمینههای فرهنگ ایرانی- اسلامی و همچنین خلق هدفمند اثر بر بنیان روابط بیشمتنی میان خط ثلث، خط نستعلیق و تصویر حضرت امام خمینی(ره) است که در نهایت اثری را شکل میبخشد که علاوه بر دارابودن بُعد زیباییشناسانه و پایبندی به اصول هنر نقاشیخط، نمایانگر اعتقادات قلبی هنرمند از مهم ترین تحول تاریخی زمانه خود نیز هست.