نگارۀ ناصرالدین شاه و رجال، گفتمانی از جدالی پنهان در ساختار دربار

نویسندگان

1 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و اد بیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، د انشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری پژوهش هنر (تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر)، گروه مطالعات عالی هنر، دانشگاه تهران، پردیس بین المللی کیش، کیش، ایران.

doi
10.22034/ra.2023.547741.1180
چکیده

نگارة آبرنگی ناصرالدین‌شاه و دو تن از رجال، یکی از آثار درباری عصر ناصری است که توسط محمدحسن افشار، یکی از نقاشان دربار و به حمایت یک حامی ناشناس درباری پدید آمده و در این پژوهش بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف به عنوان یک گفتمان به آن پرداخته شده است. در این گفتمان، نقاش در ترکیبی قرینه در بی‌قرینه، میرزا آقاخان نوریِ صدراعظم را در میان نگاره و ناصرالدین‌شاه را در سمت چپ آن جای داده و به این‌ترتیب با توجه به الگوهای پیشینی نقاشی ایرانی که مصدر قدرت را همواره در مرکز تصویر نمایش می‌داده‌اند، بر اساس دانش زمینه‌ای خویش از دربار، به فرآیند غیرطبیعی‌سازی دست یازیده، از منازعه‌ای پنهان در مناسبات قدرت میان شاه و صدراعظم پرده برداشته است. مقالة حاضر با پرسش از چیستیِ ایدئولوژی هژمونیک و مسلط، نیز اینکه آیا نظم‌های تأثیرگذار بر این «گفتمان»، در جهت تثبیت، تضعیف و یا تغییر ایدئولوژی و قدرت هژمونیک گام برداشته‌اند، بر این دستاورد است که در این منازعه بر خلاف لایة معنایی نخست که صدراعظم را چونان مصدر قدرت نمایش داده، درسطوح زیرین معنایی، ایدئولوژی مسلط، همچنان بر قدرت مطلقة شاه اما به شکلی نوین، با آمیزه‌ای از نظم‌های گفتمانی تجددخواهانه، اندیشة باستان‌گرایانة فرّه‌مندی و بهره‌وری از مذهب استوار است. این مقاله در زمرة پژوهش‌های کاربردی است و از منظر روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی سامان یافته، داده های آن نیز از منابع کتابخانه‌ای و دیجیتالی جمع‌آوری گردیده‌اند.