واکاوی در سه رنگزای سکاهن، بهرمان و عنبر با تکیه بر شعر فارسی (قرن چهارم تا هشتم هجری‌قمری)

نویسندگان

1 استادیار، گروه مرمت و باستان سنجی، دانشکدۀ هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

doi
10.22099/jba.2019.31344.3192
چکیده

رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره­ی غارنشینی تاکنون، انسان­ از آن­ها برای رنگ­آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به­نظرمی‌رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می­شده­اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده‌ یا تغییر نام داده­اند و اکنون بعضی از آن­ها در جوامع علمی با واژه­های دخیل از سایر زبان­ها، استفاده می­شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به­طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی­که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن­ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این­که شاعران از رنگزاها به­وفور در شعر خود بهره گرفته‌اند، از متون نظم فارسی کهن می­توان در حوزه­ی بازیابی بخش­هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم­ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان‌های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری­قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش­شده یا تغییر نام­داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه­ی این پژوهش از یک­سو می­تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت­هایی باشد که رنگزاها و مضمون­هایشان ­در آن­­ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه­ای از رنگزاهای فراموش­شده­ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج­شده از شعر فارسی در حوزه­ی رنگزاها نیز می­تواند مورد استفاده­ی پژوهشگران حوزه­های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه­های کلیدی: ط رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره­ی غارنشینی تاکنون، انسان­ از آن­ها برای رنگ­آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به­نظرمی‌رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می­شده­اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده‌ یا تغییر نام داده­اند و اکنون بعضی از آن­ها در جوامع علمی با واژه­های دخیل از سایر زبان­ها، استفاده می­شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به­طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی­که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن­ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این­که شاعران از رنگزاها به­وفور در شعر خود بهره گرفته‌اند، از متون نظم فارسی کهن می­توان در حوزه­ی بازیابی بخش­هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم­ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان‌های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری­قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش­شده یا تغییر نام­داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه­ی این پژوهش از یک­سو می­تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت­هایی باشد که رنگزاها و مضمون­هایشان ­در آن­­ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه­ای از رنگزاهای فراموش­شده­ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج­شده از شعر فارسی در حوزه­ی رنگزاها نیز می­تواند مورد استفاده­ی پژوهشگران حوزه­های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه­های کلیدی: