اثرات جایگزینی شکل غیرآلی مواد معدنی با منابع آلی آنها بر عملکرد رشد، هضم خوراک و متابولیت‌های خونی در گوساله‌های شیرخوار هلشتاین

نویسندگان

1 گروه آموزشی علوم دامی، دانشکده مهندسی کشاورزی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 گروه علوم دامی، دانشکده مهندسی کشاورزی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 گروه بهداشت مواد غذایی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

4 گروه علوم دامی، دانشکده مهندسی کشاورزی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

5 گروه علوم دامی، دانشکده مهندسی کشاورزی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

6 گروه علوم دامی، دانشکده مهندسی کشاورزی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22069/ejrr.2025.23541.2005
چکیده

سابقه و هدف: یکی از مهمترین اهداف در صنعت پرورش گاو شیری، پرورش گوساله است. دوره شیرخوارگی گوساله‌ها پایه و اساس سلامتی و رشد مناسب گوساله می‌باشد، به‌طوریکه رشد مناسب و متناسب با توان ژنتیکی حیوان می‌تواند سن اولین جفتگیری گوساله و همچنین سن کشتار گوساله‌های نر را کاهش دهد. استفاده از عناصر کمیاب مانند مس، منگنز، روی و کبالت در جیره غذایی گوساله‌های شیرخوار نقش مهمی در رشد، سلامت و کاهش استرس ناشی از شیرگیری دارد. این عناصر به دو شکل آلی (با استفاده از فرم کیلاته مکمل‌های وارداتی و تولید ایران) و غیرآلی موجود هستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر مکمل‌های مواد معدنی به فرم آلی و غیرآلی بر عملکرد رشد، متابولیت‌های خونی و کاهش استرس از شیرگیری در گوساله‌های شیرخوار طراحی و اجرا شد.مواد و روش‌ها: در این تحقیق، 30 رأس گوساله تازه متولد شده (اولین روز پس از تولد) هلشتاین (میانگین وزن 4/0± 6/39 کیلوگرم) به سه گروه ده رأسی (5 رأس نر و 5 رأس ماده) تقسیم‌بندی شده و تحت تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی عبارت بود از گروه‌های دریافت‌کننده مکمل غیرآلی (شاهد)، دریافت‌کننده مکمل آلی ایرانی (به فرم کمپلکس کیلات آلی محصول گروه زیستا- هلدینگ پارسا) و دریافت‌کننده مکمل آلی خارجی (Availa Four). در هر سه گروه، کیفیت آغوز (شاخص بریکس حدود 25)، آب و استارتر مصرفی یکسان بود. از شیرگیری گوساله‌ها در 75 روزگی انجام شد و کل دوره آزمایشی 100 روز به طول انجامید. پارامترهایی از قبیل مصرف خوراک، افزایش وزن روزانه، فراسنجه‌های خونی، ایمونوگلوبولین جی، فعالیت آنزیم‌های ایمنی، قابلیت هضم و جذب مواد معدنی اندازه‌گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها در قالب یک طرح کاملا تصادفی با استفاده از نرم افزار SAS نسخه 9.1 (2005) و مقایسه میانگین‌ها در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.یافته‌ها: در این مطالعه، مقدار مصرف ماده خشک تنها در دوره قبل از شیرگیری تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت (05/0P<). بدین صورت که بیشترین میزان مصرف ماده خشک مربوط به گروه مکمل اویلا (1320 گرم در روز) و کمترین مقدار برای گروه مکمل غیرآلی (1250 گرم در روز) بدست آمد (05/0P<). تفاوت معنی داری در میزان وزن‌گیری در دوره‌های مختلف قبل از شیرگیری، بعد از شیرگیری وکل دوره بین گروه‌های آزمایشی مشاهده شد (گروه اویلا بیشترین و گروه مکمل غیرآلی کمترین مقادیر را داشتند (05/0P<). با این حال بازده غذایی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. در زمان از شیرگیری، بیشترین غلظت گلوکز خون در گروه غیرآلی و کمترین در گروه اویلا (خارجی) اندازه‌گیری شد (2/100 در مقابل 6/88 میلیگرم در دسی لیتر). همچنین، بالاترین غلظت بتاهیدروکسی بوتیریک اسید پلاسما مربوط به گروه غیرآلی و کمترین مربوط به گروه آلی ایرانی (546/1 در مقابل 726/0 میلی مول در لیتر) بود. بیشترین میزان جذب کبالت مربوط به گروه اویلا و کمترین در گروه غیرآلی (992/75 در مقابل 728/40) مشاهده گردید. بیشترین میزان قابلیت هضم ماده آلی و ماده خشک به ترتیب با مقادیر 116/74 و 764/87 در گروه اویلا و کمترین مقادیر آن‌ها به ترتیب 600/70 و 700/74 در گروه غیرآلی مشاهده شد.نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این تحقیق، مکمل اویلا موجب بهبود شاخص‌های مختلف از جمله غلظت‌های گلوکز، هضم مواد مغذی، جذب مواد معدنی، مصرف ماده خشک و میانگین افزایش وزن روزانه گردید.