واکاوی ریشههای شکست سیاستهای حجاب با استفاده از نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات اجتماعی، پژوهشکدۀ زن و خانواده، تهران، ایران
doi
10.22083/scsj.2025.472728.1200چکیده
در دو دهه اخیر سیاستگذاری عمومی در موضوع حجاب و عفاف با مناقشات پیچیدهای روبرو شده است. هرچند دولتها در طول سالهای بعد از انقلاب، تلاش کردهاند با سیاستگذاری و قانونگذاری، چالشهای این موضوع را به حداقل برسانند با این حال، اکثر این ابتکارات سیاستی، نتوانستهاند به اهداف مورد نظر خود دست یابند. اهدافی که طی چند دهه مداوماً تعیین شدهاند، هنوز در آینده نزدیک نیز دست نیافتنی به نظر میرسند. به همین روی، در قدم اول، نیازمند آسیبشناسی فرآیند سیاستگذاری حجاب در ایران هستیم. به منظور شناسایی حوزههای کلیدی منجر به شکست سیاستهای حجاب؛ مصاحبه عمیق با 15 نفر از خبرگان و 4 جلسه فوکوس گروپ با 20 نفر از اندیشمندان در حوزه زنان مبتنی بر رویکرد نظریه دادهبنیاد به عنوان یک روش کیفی در تحقیق با رویکرد اکتشافی انجام شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. در این روند پس از تحلیل و دستهبندی مفاهیم و مقولههای فرعی حاصل از کدگذاری باز، به مقولههای اصلی در قالب پدیده محوری، شرایط علی، زمینهای، مداخلهای، کنشها و مکانیزمها و پیامدها دست یافتیم که در نهایت با گزارههای نظری و حکمی در کدگذاری انتخابی تشریح و تفسیر شدند. بنابراین، پدیده محوری "ناکامی چندوجهی سیاستهای حجاب و عفاف" در ایران با مدل پارادایمی در ارتباط با شرایط احصا شده، بازنمایی شد و راهکارهایی را برای برونرفت از شرایط موجود دریافت کرد.