نقد و تحلیل روایت حکایت « زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود » در الهینامه عطار بر اساس نظریه گرماس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر ایران
doi
10.22099/jba.2019.31812.3248چکیده
آلزیرداس ژولینگریماس (algirdas julien greimas) یکی از نظریهپردازان حوزهی روایت است که پس از پراپ در زمینهی ساختارگرایی الگویی ارائه میکند که به الگوی کنشی معروف است. این الگو دربردارندهی مؤلفههایی است که نشان میدهد ساختار بنیادی روایت و زبان یکی است. در این مدل، کنشگران در قالب سه جفت متضاد، پیرنگ ایجاد میکنند. مؤلفهی دیگر این نظریه، مربع معنایی است که مبتنیبر تقابل و ویژگیهای متضاد است. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل ریختشناسانهی یکی از حکایتهای الهینامهی عطار براساس نظریهی گریماس میپردازد. نکتهی مهم این بررسی آن است که طرح کلی داستان و نحوهی روایتگری و شخصیتپردازی قهرمانان داستان، تابع یک نظم و چهارچوب کلی است. این حکایت با معیارهای الگوی گریماس منطبق است. همچنین با کمک مربع معناشناسی میتوان ساختار کلی حکایت را به اجزای مشخصی که با هم در تقابل و تضاد هستند تجزیه کرد و به شناخت دقیقتری از روایت رسید. کنشگران، برادر شوهر، مرد جوان، بازرگان و اهالی کشتی، حرکتی را از شهوت و امیال شیطانی به «نه- شیطانی» انجام میدهند و درنتیجه از جایگاه «نه- شهوت» به طرف پاکدامنی حرکت میکنند. واژههای کلیدی: آلزیرداس ژولینگریماس (algirdas julien greimas) یکی از نظریهپردازان حوزهی روایت است که پس از پراپ در زمینهی ساختارگرایی الگویی ارائه میکند که به الگوی کنشی معروف است. این الگو دربردارندهی مؤلفههایی است که نشان میدهد ساختار بنیادی روایت و زبان یکی است. در این مدل، کنشگران در قالب سه جفت متضاد، پیرنگ ایجاد میکنند. مؤلفهی دیگر این نظریه، مربع معنایی است که مبتنیبر تقابل و ویژگیهای متضاد است. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل ریختشناسانهی یکی از حکایتهای الهینامهی عطار براساس نظریهی گریماس میپردازد. نکتهی مهم این بررسی آن است که طرح کلی داستان و نحوهی روایتگری و شخصیتپردازی قهرمانان داستان، تابع یک نظم و چهارچوب کلی است. این حکایت با معیارهای الگوی گریماس منطبق است. همچنین با کمک مربع معناشناسی میتوان ساختار کلی حکایت را به اجزای مشخصی که با هم در تقابل و تضاد هستند تجزیه کرد و به شناخت دقیقتری از روایت رسید. کنشگران، برادر شوهر، مرد جوان، بازرگان و اهالی کشتی، حرکتی را از شهوت و امیال شیطانی به «نه- شیطانی» انجام میدهند و درنتیجه از جایگاه «نه- شهوت» به طرف پاکدامنی حرکت میکنند. واژههای کلیدی: