تجلی اندیشه مانی در نقاشیهای قرون میانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، گروه فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیارگروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه فرهنگ و زبان های باستانی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2022.547188.1170چکیده
مسیحیت آغازین در اثر پیروی از سنتهای آیین یهود، که در آن تصویرسازی منع میشد، توجهی به نقاشی ابراز نمیداشت اما با گسترش آن آیین، شاهد تجلی هنر نقاشی هستیم. در آثار برجای مانده از گور دخمهها در شهر رم، مسیحیان به پیروی از سنت هلنی- رومی انسان را به شکل موجودی ایدئال نقش کردهاند. با نظر به ثبات نگرشهای هنری و زیباییشناسی از عصر پیشا-مسیحی (شامل هارمونی، توازن، تناسب و ممسیس یا تقلید از طبیعت) و با ارجاع به آیه 26:1 از سفر پیدایش عهد عتیق که در باب آفرینش عنوان کرده است: «پروردگار انسان را به صورت خود آفرید»، انتظار میرفت که هنر مسیحی در همان مسیر هنر یونان و روم پیش برود و فقط جنبه مسیحی به خود بگیرد آن گونه که در هنر مسیحیت آغازین و در گور دخمههای شهر رم به چشم میخورد؛ اما به مرور شاهد ظهور هنری تصنعی و پر تلألو هستیم که یادآور شیوه و اندیشه ثنویتگرای گنوسی- مانوی است. مانی نخستین رهبر جهان مسیحیت است که سنت هنری را با توجه به اندیشه ثنویتگرا گسترش میدهد و آن را عملی قدسی بر میشمارد. حتی عدهای نقاشیهای او را معجزهآسا میشمارند. او به عنوان یکی از نخستین مسیحیان با رویکردی متضمن اندیشه دوگانهپرستی به ابداع شیوهای در هماهنگی کامل با اندیشه ثنویتگرا، به مفهوم شرانگاری ماده و جهان مادی، پرداخت. وی جهانی بهدور از طبیعتگرایی و در تضاد با اندیشه مسیحیان، که طبیعت و جهان ماده را به عنوان مخلوق پروردگار میستودند، مصور ساخت. در یافتههای پژوهش، اندیشه ثنویتگرای مانی در نقاشیهای قرون میانه قابل بازشناسی است.