آشناییزدایی در نشانهنوشتههای مسعود نجابتی مبتنی بر نظریهی تفکر جانبی ادوارد دو بونو
نویسندگان
1 کارشناس ارشد ارتباط تصویری، گروه گرافیک، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
2 استادیار گروه ارتباط تصویری، واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران.
doi
10.22034/ra.2023.562948.1256چکیده
گرافیک دیزاین فرایند حل مسئله است و گرافیک دیزاینر مسئلهحلکنی خلاق. در واقع خلاقیت حلقهی گم شدهی فرایند جلب توجه مخاطبی است که در معرض انبوهی از آثاری با ایدههای کلیشهای قرار دارد و طراح گرافیک اگر هدفش جلب توجه مخاطب باشد چارهای جز بهرهگیری از راه کارهای خلاقانه در فرایند دیزاین ندارد و لوگو نیز بهعنوان محصولی از گرافیک دیزاین از این قاعده مستثنا نیست. آشناییزدایی رویکردی است در مسیر خلاقیت اما این رویکرد صرفاًً یک هدف است و فاقد ابزار اجرایی، لذا طراح گرافیک بهمنظور دستیابی به آن باید از ابزارهایی هم سو با هدف آشناییزدایی مانند نظریهی تفکر جانبی استفاده کند. تفکر جانبی مدعی هدفی است تحت عنوان تغییر در نگرش و بهرهگیری از تکنیکهایش مسیر خلاقیت را هموار و شرایط یافتن راهحل و ایدهی خلاقانه را فراهم میکند. در این پژوهش پس از آشنایی با مفهوم آشناییزدایی و نظریهی تفکر جانبی، تکنیکهای این نظریه در فرایند دیزاین نشانهنوشته بهمنظور دستیابی به رویکرد آشناییزدایی مورد بررسی قرار میگیرند و به همین منظور نمونههای مطالعاتی این پژوهش شامل نشانهنوشتههای مسعود نجابتی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیق کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی است و به لحاظ هدف جنبهی کاربردی دارد و از یافتههایش اینگونه استنتاج میشود که طراح گرافیک به مدد بهرهگیری از تکنیکهای نظریهی تفکر جانبی در فرایند دیزاین نشانهنوشته چه در نگرش به مسئله، چه در ایدهیابی و چه در اجرا، موفق به ارائهی اثری بدیع و نوآورانه با رویکرد آشناییزدایی میشود.