نزاع بر سر معنا در گفتمان شعر انقلاب
نویسندگان
1 استاد دانشگاه اراک
2 مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک
3 گروه ادبیات دانشگاه اراک
4 استاد دانشگاه اراک
doi
10.22099/jba.2019.30927.3163چکیده
شعر انقلاب محصول کشمکش گفتمانهای مختلفی است که از اواخر دهة چهل تا اواخر دهة پنجاه فضای ادبی جامعه را با مفاهیم و مضامین انقلابی و اعتراضی خود انباشته بودند. در این پژوهش موضوع کشمکش گفتمان ادبی سکولار دربرابر گفتمان ادبی اسلامگرا بررسی شدهاست.در این بررسی از نظریة تحلیل گفتمان ( از منظر ارنستو لاکلو و شانتال موف) و همچنین آراء گفتمانشناسانة میشل فوکو استفاده شدهاست.کشمکش دو گفتمان یادشده عمدتا بر سر معنا و تلاش آنها برای صورتبندی مفاهیم در شعر انقلاب بودهاست. در این بررسی از نکاه تاریخی و جریانشناسانه نیز غفلت نشدهاست. روند شکلگیری مفهومی بهنام شعر انقلاب از رهگذر همین کشمکشها واکاوی شدهاست. بر اساس این پژوهش شعر انقلاب اسلامی حاصل گسست معرفتشناختی (به تعبیر فوکو) از جریان تثبیتشدة سکولار و طرد آن بود. در نتیجه این کشمکش، شعر انقلاب با مداخلة هژمونیک نهاد سیاسی برآمده از انقلاب، صورتبندی تازهای به خود پذیرفت. این جریان متفاوت نوعی از شعر سیاسی را بهوجود اورد، که شعر انقلاب اسلامی خوانده میشود.