مقایسه نقش و راهبردهای روشنفکران معاصردر توسعه سیاسی ایران ( تحلیل اندیشه های سیاسی میرزا ملکم خان، فروغی، شریعتی و سروش)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.
2 استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد گرمسار، دانشگاه، آزاد اسلامی، گرمسار، ایران (نویسنده مسئول)
3 استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد گرمسار، دانشگاه، آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.
doi
10.22083/scsj.2024.464337.1187چکیده
هدف اصلی این پژوهش مقایسه نقش و راهبردهای روشنفکران معاصر در توسعه سیاسی ایران است و جریانهای روشنفکری ۲۰۰ ساله اخیر در دورههای زمانی مشروطه، پهلوی اول، پهلوی دوم و بعد از انقلاب اسلامی و گفتمانهای روشنفکری با نحلههای فکری گوناگون موردبررسی قرار گرفته است. روش این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و استفاده از ابزار کتابخانهای و مقالات بوده که محقق با رویکرد استقرایی و کدگذاری سهگانه به استخراج و تحلیل مطالب پرداخته است. یافتههای پژوهش بیانگر دو ضعف اساسی جریان روشنفکری است که راهبردهای آنان اثربخشی لازم در سیاستگذاریها را نداشته باشد: الف. فقدان مبانی تئوریک و تحلیل درست از شرایط عینی جامعه ب. اختلافات و پراکندگی درونی جمعیت روشنفکران. نتایج پژوهش نیز نشاندهندۀ آن است روشنفکران معاصر راهبردهای متفاوتی داشتهاند که میتوان به سکولاریسم در روشنفکران عصر مشروطیت، صنعتی شدن در روشنفکران عصر پهلوی اول، پیشرفت در علم روشنفکران پهلوی دوم و رفع وابستگی به غرب در بین روشنفکران بعد از انقلاب اسلامی اشاره کرد. همچنین استنتاج تحقیق بیانگرد و رویکرد برونزا (نگرش تجددگرایانه) و رویکرد درونزا (نگرش بومیسازی) روشنفکران معاصر به توسعه سیاسی است. ملکم خان آزادی و مساوات را منشاء پیشرفت کشور دانسته و راهبردش برپایی حکومت قانون بود. فروغی توسعه فکری، ترویج ایدههای مدرن و آشنایی با اصول دموکراسی را مهم دانسته، راهبردش آگاهی بود. شریعتی بر اساس اندیشههای اسلامی به توسعه سیاسی پرداخت و راهبردش توسعه دینی بود. سروش معتقد به جامعه مدنی بر پایههای حق و کثرتگرایی بوده و راهبردش اخلاق و قانون برای رسیدن به توسعه سیاسی است.