تحلیل زمانهای درهم رونده در عکسهای یادمانی از منظر آراء برگسون و فروید
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد عکاسی، گروه عکاسی، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
2 استادیار گروه صنایع دستی، دانشکده هنر، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
3 عضو هیأت علمی گروه تئاتر، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2022.550099.1191چکیده
تعامل مخاطبین با عکسهای یادمانی همواره با مفهوم یادمانسازی سوژهی از دسترفته همراه است که عملاً درهم رفتن زمانهای گذشته و حضور در زمان حاضر را با فقدان و سوگواری در برابر اینعکسها پر رنگ میسازد. عکسهای یادمانی انواعی از عکسهای مرتبط با متوفیان و ازدسترفتگان است که در انواع گوناگون خلق شده و با تداعی تجربیات زیست شدهی افراد در کنار بازماندگان، یاد آنها را در اذهان زنده نگاه میدارد. دربرخی از انواع عکسهای یادمانی مانند عکسشیءها، تجربهی ادراکی منحصربهفردی میان تصویرِ شخص غائب ( از زمان گذشته) و شئ یادمانده (در زمان حال) ایجاد میشود. بدینمعنیکه برای مخاطب خاص در برابر اینعکسها، زمان گذشته با زمان حال در تداوم و پیوستگیاست و موجب فهمِ معنایی متفاوت ازحضور در لحظهی اکنون گردیده و انگارهای ذهنآشنای زمان خطی معمولرا متحول میسازد. هانری برگسون فیلسوف فرانسوی قرن بیستم زمان را بهعنوان امری متحول شونده و پیوسته تفسیر میکند و برای اینویژگی اصطلاحی بهکار میبرد: «دیرند». پرسش اصلی اما آناست که آیا عکسهای یادمانی میتواند با چنین مفهومی از زمان از منظر برگسون، و نیز مفهوم سوگواری که زیگموند فروید در برابر فقدان عزیز از دسترفته مطرح ساخته، هم جهت باشند؟ در این تحقیق بهروشی تحلیلی و براساس آراء هانری برگسون (در مسئلهی تعریف زمانهای درهمشونده) و زیگموند فروید (در فرایند سوگ)، برخیاز انواع عکسهای یادمانی را مورد مطالعه قرار داده است. نتیجه آنکه عکسهای یادمانی، علاوه بر عملکردی بتوارهگون در فرآیند سوگواری، نوعی زمانبندی تحولپذیر و مفهومی را نیز دارا هستند که سبب تحول در ادراکِ تجربهی زیستشدهی فرد بهواسطهی تفسیر دیرند در مفهوم زمان میشود.