مطالعه رویکرد ساخت گرایی اجتماعی در تحلیل اجرای خط مشی های عمومی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
4 دانشجوی دکترای مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22034/scm.2025.494715.1830چکیده
علوم خط مشی غالبا از زاویه دانش مدیریت و علوم اداری به مسائل عمومی می نگرد و طبعا موضوعاتی مثل الگوهای تدوین خط مشی، نظام حکمرانی دولت، سازمان های اداری و ... در کانون توجه آن قرار دارند. در ایران نیز تحلیل ها بیشتر ذیل پارادایم اثبات گرا و رویکرد عقلایی شکل گرفته و در باب «ساخت اجتماعی گروه های هدف خط مشی گذاری»، «گروه های ذینفع در ساختار تصمیم گیری و اجرا» و نقش «روابط قدرت در خط مشی گذاری عمومی» کمتر بحث شده است. «خط مشی گذاری عمومی ساخت گرا» از جمله پارادایم هایی است که خط مشی های عمومی را بر مبنای «روابط غیر رسمی قدرت»، «ساختارهای اجتماعی» و «نظام تخصیص هزینه و مزایا» تحلیل می کند. در این چارچوب خط مشی های عمومی می توانند ساختارهای اجتماعی را تداوم دهند یا متحول کنند. آنها به نوعی ابزار بازآرایی نظام قدرت در جامعه هستند و درک آنها بدون درک محیط خط مشی گذاری و بازیگران مؤثر خط مشی ممکن نیست. در این مقاله تلاش کرده ایم با یک نگاه میان رشته ای و از طریق توضیح رویکرد ساخت گرایی اجتماعی در خط مشی گذاری و تبیین برخی از مهمترین مفاهیم آن، قابلیت های این پارادایم را در فهم خط مشی های عمومی و تحلیل اجرای آن ها در جامعه تشریح کنیم. آموزههای این رویکرد نشان میدهند که اجرای موفق خطمشیها بدون حضور ذینفعان و توازن قدرت میان دولت، بازار و جامعه ممکن نخواهد بود.