اسب در نقاشی منصور قندریز: تحلیل نشانه- معناشناسانهی یک اثر
نویسندگان
1 استادیار گروه هنرهای تجسمی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر- هنرهای اسلامی، گروه هنرهای اسلامی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/ra.2022.542290.1129چکیده
منصور قندریز از جمله نقاشان مستعد معاصر ایران است که به طور معمول نامش در همراهی با مکتب سقاخانه به چشم میخورد؛ این در حالی است که بسیاری از آثار فیگوراتیو او که با بهرهگیری از دنیای اساطیر و سنتهای کهن تصویرگری ایرانی خلق شدهاند و خصلتی بدوی و رازآمیز دارند، از دایرهی پژوهش برکنار ماندهاند. این هنرمند در نقاشیهایش از ارزشهای زیباییشناختی سنت تصویری ایران در جهت هویتیابی و آفرینش معنا بهره برده و نیز نقش اسب را که از ادوار باستانی تا کنون در هنر ایران رایج بوده است، به صورتی پرتکرار و معناساز در کار خود گنجانده است. تحقیق پیش رو با انتخاب یک اثر از این هنرمند که حال و هوایی اسطورهای و مرموز بر آن حاکم است و نیز نقش دو اسب در آن دیده میشود، در حالی که یکی از آنها دو شاخ روی سرش دارد، در تلاش است سازوکار خلق معنا و چگونگی مشارکت نقش اسب را در فرآیند معناآفرینی اثر جست وجو کند. جستار حاضر به لحاظ هدف بنیادین بوده و روش گردآوری اطلاعات آن نیز کتابخانهای است. انتخاب نظریهی نشانه- معناشناختی گفتمانی این پژوهش را قادر میسازد تا از مربع معنایی عبور کرده و با تحلیل مربع تنشی معنای نهایی اثر و کارکرد نقش اسب را در آن آشکار کند. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که نتیجهی کنش و تعامل میان عناصر و عوامل گفتمانی موجود در تصویر کمال و تعالی است و اسب، نقش همراه و عامل کمکی انسان را بر عهده دارد. در اثر مذکور اسب شاخ دار از نیروهای حافظ طبیعت و وابسته به مادینگی برآورد میشود.