تدوین مدل سیاست‌گذاری شهریِ رونقِ اقتصادِ فرهنگ در شهر تهران

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد، گروه عمران، دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه بین المللی امام خمینی meisam.khanlari@gmail.com

2 استاد مدعو، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی (نویسنده مسئول) izadkhah.mehdi@gmail.com

3 دانش‌آموختۀ دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه سمنان . mhmd.asadi@gmail.com . دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد، گروه عمران، دانشکده فنی و مهندس

doi
10.22083/scsj.2024.457294.1180
چکیده

*** این مقاله برگرفته پژوهشی از طرح با عنوان «.تدوین سند جامع اقتصاد فرهنگ » با شماره قرارداد 137/ 288746 با حمایت مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران انجام شده است. اقتصادِ فرهنگ یکی از حوزه­هایی است که ذیل مفهوم «صنایع فرهنگی»، شکل­دهندۀ جهت توسعۀ اقتصادی در دنیای امروز شده است و تمرکز آن بر نقش خلاقیت مردم (شهروندان) در تولید است. بر اساس دسته­بندی سازمان ملل، بخش­های مختلف صنایع فرهنگی عبارت از هنر، کتاب، فیلم، نقاشی، فستیوال­ها، صنایع دستی، موسیقی، طراحی، پویانمایی و بازی­های ویدیویی است. این بخش­ها از طریق خلق دارایی­های فکری و نیز ایجاد اشتغال تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی منطقۀ فعالیت خود می­گذارند. از این منظر، نقش بالقوۀ حکومت­های محلی، خصوصاً شهرداری­ها، در حمایت از رشد این صنایع، نسبت به سایر صنایع پررنگ­تر است. پژوهش حاضر باهدف توسعۀ یک مدل سیاست­گذاری مدون و اثربخش برای حمایت شهرداری از رونق اقتصادِ فرهنگ در شهر تهران انجام شده است. جهت­گیری پژوهش در وهلۀ اول بنیادی است اما با توجه به الزامات اسناد بالادستی پروژه، خصوصاً برنامۀ توسعۀ سوم شهر تهران، یک پژوهش کاربردی محسوب می­شود. داده­ها که مشتمل بر داده­های اولیه (مشاهدات و پرسش­های مستقیم) و داده­های ثانویه (مطالعۀ اسناد، تجارب مکتوب و درس­آموخته­ها) است، با استفاده از استراتژی نشریه مبنایی تحلیل شده­اند. این استراتژی در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی، به استخراج الگوی نهفته در داده­ها می­پردازد. الگوی استخراج‌شده از این مراحل، مشتمل بر مقولۀ محوری، علت­ها، شرایط زمینه­ای و مداخله­گر، راهبردها و درنهایت پیامدها می­شود که به‌صورت مدل پارادایمی ارائه شده است. علاوه‌بر استخراج الگو، با استفاده از مدل SWOT، نقاط قوت و ضعف (عوامل داخلی اثرگذار بر سیاست­ها) و فرصت­ها و تهدیدها (عوامل بیرونی اثرگذار بر سیاست­ها) از بطن مصاحبه­ها واکاوی و پیشنهاد‌های راهبردی بر مبنای آن­ها نیز ارائه شده است. راهبردهای پیشنهادی حول چهار محور اصلی بسترسازی، تسهیل­گری، آموزش و درآمدزایی تدوین شده است. با توجه به رویکردهای مختلف توسعه‌یافته نسبت به مقولۀ اقتصادِ فرهنگ، رویکرد غالب برای رونق این حوزه و نیل به وضع مطلوب، رویکرد اقتصادی است. ویژگی‌های اصلی این رویکرد، تأکید بر کارکردهای اقتصادی صنایع فرهنگی مانند خلق ثروت و یا ابعاد اقتصادی آن مانند رشد اقتصادی است.