تحلیل قاعدهکاهی گونهای جغرافیایی و جلوههای بومی زبان در غزل معاصر
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
3 سمنان دانشگاه سمنان،گروه زبان وادبیات فارسی
doi
10.22099/jba.2019.30457.3116چکیده
هدف مقالهی حاضر آن است که با نگاهی تحلیلی، چگونگی کاربرد قاعدهکاهی گونهای جغرافیایی را بهعنوان یک «هنرسازه» و جلوهی بومی زبان در غزل معاصر نشان دهد. سوال مقاله این است که انگیزههای غزلسرایان امروز از بهرهگیری از گویش منطقهای و لهجههای محلّی در غزل معیار امروز و اشکال و انواع آن چه بوده است؟ بدنهی اصلی مقاله را تحلیل رویکرد غزلسرایان معاصر به قاعدهکاهی جغرافیایی و نمود جلوههای بومی زبان در قالب کاربرد واژههایی از لهجههای محلّی، مصراعها و ابیات گویشی در غزل رسمی معاصر و درنهایت، غزل محاورهای و گویشی تشکیل میدهد. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و به شیوهی توصیفی- تحلیلی نوشته شده و در پایان این نتیجه رسیده است که ایجاد صمیمیت در مخاطب و هویتبخشی بومی به غزل امروز و از همه مهمتر، رسیدن به نوعی آشناییزدایی از راه گریز از گونهی نوشتاری معیار، به واژگان و ساخت نحوی گفتار و بهویژه گویش محلی، از پیامدهای بهکارگیری عناصر بومی زبان در غزل معاصر است. واژههای کلیدی: غزل معاصر، آشناییزدایی، عناصر بومی زبان، قاعدهکاهی گونهای.