تحلیل نوستالژیِ وطن در میراثِ شعری بانوی تاجیک، گل‏رخسار صفی‏ اوا

نویسندگان

1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22099/jba.2019.30530.3123
چکیده

گل‏رخسار صفی‏ اوا (تولد 1947م) یکی از برجسته ‏ترین نمایندگان ملی‏ گرایِ شعرِ معاصر تاجیک است. وی با قرار گرفتن در فضای ناسیونالیسم فرهنگی و پناه بردن به خاطرات قومی ـ ملی، حسِ نوستالژیک عمیقی در مخاطب نسبت به گذشتۀ مشترک ایجاد می‏کند. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که شاعر در مسیر تحول اندیشگانی خود از دوران شوراها تاکنون (2016م)، چه تعریفی از وطن در ذهن خود داشته و این مفهوم چگونه در دیوان وی منعکس شده است؟ تحلیل اشعار شاعر براساس میراث بنیادهای نظری مکتب رمانتیسم نشان داد که شاعر سه مفهوم متفاوت و در عین حال درهم‏ تنیده از وطن در دستگاه اندیشگانی خود دارد: جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی. شاعر در وطن جغرافیایی دلبستگی خود را به زادگاهش به ‏تصویر کشیده است. این تلقی از «وطنِ خرد»، جزئی جدانشدنی از جهان‏ وطنی سوسیالیستی در قاب اتحاد جماهیر شوروی بود که «وطنِ بزرگ» نامیده می‏شد. شاعر در وطن تاریخی که در دهۀ شصت و هفتاد سدۀ بیستم میلادی در ادبیات تاجیک رواج یافت، به تاریخ پیدایش قوم خود مراجعه کرد و مفهوم گسترده‏ای را که فرهنگ شورایی از آن گرفته بود، به وطن خود بازگرداند. شاعر در وطن فرهنگی که باید آن را ویژۀ دستگاه اندیشگانی این شاعر دانست و نگارنده در هیچ اثر دیگری نمود آن را نیافته است با تکیه‏بر شاهنامه به تلقی جدیدی از وطن دست می‏یازد. در این تلقی که ارتباط وثیقی با وطن تاریخی دارد، تمام فارسی‏زبانان در جایی به نام شاهنامه جا می‏گیرند و هم‏وطن می‏ شوند.