بازتاب شیوه استیلایی زمامداران غزنوی و سلجوقی در اشعار درباری آن دوره(با نیم نگاهی به اندیشه ماکیاولی)
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 استان سیستان و بلوچستان شهرستان سراوان مجتمع آموزش عالی سراوان
doi
10.22099/jba.2018.27709.2863چکیده
نظریه استیلایی قدرت در ایران پس از اسلام، در دورههایی که مذهب تسنن رواج داشته و کارآمدی و مصلحتنگری را جزء اصلی اندیشههای سیاسی خویش قرار داده، نمود بیشتری داشته است. بدین ترتیب، در دورهی استیلای ترکان غزنوی و سلجوقی که بر مذهبتسنن بودهاند، تئوری استیلایی بازتاب وسیعتری یافت. از دیگر سوی، آنچه مطمحنظر ماکیاولی، متفکر بزرگ سیاسی سدههای پانزدهم و شانزدهم ایتالیا بوده است، این مهم بود که چگونه میتوان روشهای اجرایی و درست به-دست داد تا بدان دستاویز، ایتالیا و فلورانس را از هجوم ویرانی و تباهی نجات داد. بنابراین، ماکیاولی نیز بهواقعگرایی و مصلحتاندیشی در نظریات خویش، به عنوان دو رکن اساسی در امور سیاسی توجه عمده نمود. در این نوشتار، پساز بررسی اندیشههای مبتنی بر قدرت سیاسی در اسلام، تفکرات سیاسی در ایران پس از اسلام و تأثیر آن بر فرهنگ و ادب فارسی سده-های چهارم تا هفتمهجری از نظر گذرانده می شود و سپس به اندیشه های ماکیاولی و وجوه شباهت و تفارق آن با نظریه استیلایی قدرت در اشعار درباری پرداخته خواهد شد. بالطبع، شعر درباری آن دوران، بهتر از هرچیز دیگری میتوانسته محل بازتاب نظریه استیلایی باشد. برخی از وجوه این نظریه که در اشعار درباری نمود داشته است عبارتند از: قدرت بیملاحظه و ارعاب، سیاست جنگ، استفاده ابزاری ازمذهب و...