نسبت سراسطوره با گفتمانهای سیاسی در دوسالانههای هشتم و دهم پوستر تهران
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
2 کارشناس ارشد پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2022.523325.1001چکیده
در این مقاله، بدون آنکه به شاکلة دیداری آفریدههای گرافیکیِ دوسالانههای هشتم و دهم پرداختهشود، تنها مناسبات میاناسطورهای در دو وضعیت چیره بر دوسالانههای هشتم و دهم، تحلیل خواهدشد. چارچوب نظری و روششناسی آن نیز تحلیل گفتمان لاکلائو است که البته از نظریة سراطوره نیز با آن درمیآمیزد. بر پایه این چارچوب نظری برای سنجش اثرگذاری گفتمانهای سیاسی بر حوزة هنری، نیاز به آن است که حوزة هنری از دو جنبة «تخیلورزی زیباشناختی» و «سوژمندیِ هنرمندان» درنظر گرفته شود و دو مدل آنتاگونیستی و آگونیستی برای سنجشِ آن، تدوین شود. یافتههای این مقاله نشان میدهد که دوسالانه دهم، همخوانی بیشتری با مدل آنتاگونیستی دارد تا دوسالانه هشتم با مدل آگونیستی. چرا که وضعیت گفتمانی در زمان برگزاری دوسالانه هشتم آگونیستی نبود و حتی گفتمانی برتر، دیگر گفتمانها را از میدان سیاست کنار زده بود و جایگاهی چیره داشت. حتی این گفتمان در حوزة هنری نیز وارد شده بود و رابطههای آنتاگونیستی خود را به این حوزه (البته تنها در ساحت سوژهسازی هنرمندان) گسترش داده بود. ولی با وجود گسترش آنتاگونیسم در سطح «سوژهشدگی هنرمندان»، زنجیرة هم-ارزی گفتمان غالب در تولید معنا، به حوزه هنری گسترش نیافت است.