رسانهایشدن و سیاست حافظه جمعی؛ فراترکیب مطالعات حافظه رسانهایشده
نویسندگان
1 دکتری گروه ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول) kashefi.3m@gmail.com
2 دانشیار گروه ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران. mmontazer@ut.ac.ir
doi
10.22083/scsj.2024.471488.1197چکیده
در پژوهشهای جهانی، موضوع سیاست حافظه، موضوعی برجسته در مطالعات فرهنگی و رسانهای محسوب میشود. از منظر سیاسی نیز، حافظه یکی از میدانهای نزاعهای هویتی است. رقابتهای هویتی در سالهای اخیر منجر به شکلگیری شکافهای هویتی در بین برخی افراد جامعه شده است. در سده گذشته، رسانهها نقشی میانجی برای انتقال حافظه ایفا کردهاند بهنحویکه امروزه برخی این تعبیر را به کار بردهاند که رسانه، حافظه است. از این رو، تقاطع بین مطالعات حافظه و مطالعات رسانهای، حوزه پژوهشی پرطرفداری محسوب میشود. این مقاله به مطالعه ابعاد مختلف مطالعه درباره روایتگری حافظه در تقاطع با رسانهها، میپردازد. یکی از کارکردهای رسانهها در زمینه حافظه، بازسازی حافظه جمعی و فردی است. این مقاله نشان میدهد که انتقال حافظه جمعی، اساساً، امروزه، عملی رسانهای است. به همین منظور، از نظریه رسانهایشدن استفاده شده است تا نشان داده شود رسانهایشدن چه ویژگیهایی را به حافظ جمعی بخشیده است. به همین منظور، به سراغ 30 مقاله برگزیده در این زمینه رفتیم تا با استفاده از روش فراترکیب مشخص کنیم مطالعات حافظه و رسانه از چه روندها و کلانمولفههایی پیروی میکند. بنابر یافتههای پژوهش حاضر مطالعات حافظه رسانهایشده در سطح جهانی، بر چهار مقوله اصلی و پُرتکرار تمرکز دارد: 1. عینیتبخشی به حافظه با استفاده از رسانهها (ژانرهای حافظه رسانهایشده و دیجیتالیشدن)، 2. ارجاعمندی و انضمامیبودن روایت حافظه (راهگشایی برای مشکلات و تأثیرپذیری و عاطفی)، 3. کارکردهای فردی و اجتماعی روایت حافظه (یادآوری جمعی و چارچوببندی فردی) و 4. سیاسی-روانیبودن روایت حافظه (ضدروایتها و الگوی ذهنی آشنا).