مدل‌سازی ساختاری تفسیری مؤلفه‌های کنترل راهبردی سیاست‌های کلّی علم و فناوری

نویسندگان

1 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد خط مشی گذاری عمومی، گروه مدیریت دولتی، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات، گروه فناوری اطلاعات، دانشکدۀ مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
چکیده

در کشور ما سالانه منابع و بودجه‌های فراوانی در بخش‌های مختلف خصوصی و دولتی، صرف فعالیت‌ها و امور مرتبط با علم و فناوری می‌شود. سیاست‌گذاران علم و فناوری برای مدیریت نهادهای علم و فناوری(از جمله اختصاص بودجه به آن­ها) نیاز به ارزیابی عملکرد علمی آن نهادها دارند. در حال حاضر، برای کنترل راهبردی حوزه علم و فناوری، به مسائل موجود به صورت مسائلی از هم جدا نگریسته می­شود و همبستگی و تاثیر و تاثر آنها کمتر مورد توجه است. بنایراین در تحقیق پیش رو پس از  برشمردن شاخص‌های کلان اندازه‌گیری علم و فناوری، به دنبال یافتن ارتباط میان این شاخص‌ها و نیز طبقه‌بندی آن­ها در سطوح مختلف می‌باشیم. تحقیق حاضر از نظر هدف توسعه­ای و از نظر روش توصیفی- پیمایشی می­باشد. خبرگان مورد نظر یازده نفر از صاحبنظران و متخصصان مرتبط با موضوع هستند که به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند. به همین منظور ضمن مصاحبه با خبرگان این حوزه و استفاده از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری، این شاخص‌ها در پنج سطح تقسیم‌بندی شده‌اند. «منابع مالی» دارای بیشترین میزان استقلال بوده، پس از آن «آموزش عالی و نظامات آن» قرار دارند. «منابع انسانی» و «زیرساخت» در سطح سوم، «تولید علم»، «محیط و چارچوب نهادی» و «ترویج علم و فنّاوری» در سطح دوّم مدل هستند و در نهایت، در سطح اوّل که وابسته‌ترین عوامل را دربردارد، «دستاوردهای اقتصادی» و «شبکه‌سازی و تعاملات» قرار دارند.