کیفیت زندگی مادران کودکان ناشنوا: تجربه زیسته با رویکرد پدیدارشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی و آموزش افراد با نیازهای خاص، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه روانشناسی و آموزش افراد با نیازهای خاص، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/jpe.2025.79265.2692چکیده
داشتن فرزند دارای ناتوانی ممکن است بر سلامت روانی والدین، بهویژه مادران تأثیر منفی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی کیفیت زندگی مادران نوجوانان با آسیب شنوایی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی بود. طرح پژوهش حاضر بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل مادران دارای نوجوانان با آسیب شنوایی شهر رشت در سال 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 10 نفر از مادران این گروه از نوجوانان میشد که با روش نمونهگیری هدفمند انتخابشده بودند. ملاکهای اصلی برای انتخاب شرکتکنندگان داشتن فرزند با آسیب شنوایی شدید، سن 35 تا 50 سال، سطح سواد والدین از راهنمایی تا کارشناسی و شرکت داوطلبانه در پژوهش بود. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و دادهها با روش کلایزی تحلیل شد. نتایج مصاحبهها پس از استخراج موضوعی و طبقهبندی، در هشت مقوله اصلی تحت عنوان چرخه هیجان، عوامل مربوط به والدین، ماهیت آسیب شنوایی، مسائل حاد بیرون از خانواده، نگرانی مربوط به تصمیمهای مهم دوران جوانی، تجربه موفقیتهای کوچک، آموزش و آگاهی و داشتن هدف در زندگی طبقهبندی شدند. همچنین 25 مقوله فرعی استخراج شد. بر اساس یافتههای این مطالعه، مادران دارای فرزند با آسیب شنوایی نگرانیهای متعددی را تجربه میکنند و ممکن است به کیفیت زندگی آنها آسیب بزند؛ بنابراین لازم است در برنامههای توانبخشی به ابعاد هیجانی، احساسی و وضعیت روانشناختی این مادران نیز توجه شود.