گونه شناسی ساخت های قالبی در رباعیات مولوی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید چمران اهواز
2 دانشگاه جهرم
doi
10.22099/jba.2018.30043.3074چکیده
گفتار قالبیشده یا کلیشههای زبانی، از جمله امکانات زبان عامیانه برای بیان مطلب هستند که به ویژه در محاورههای عادی روزمره، کاربردی گسترده دارند. بسامد کاربرد عبارتها و گزارههای قالبی در متون ادبی (نظم یا نثر) با عامیانگی کلام پیوندی مستقیم دارد؛ از این رو، میتوان با بررسی متون از چشمانداز چنین کاربردهایی، میزان عوامانگی گفتار را در آنها سنجید و اغراض بهکارگیری چنین زبانی را کشف کرد. در پژوهش پیش رو ساختهای قالبی در رباعیات مولوی، بررسی و تاثیر آن بر عامیانگی سخن وی، مشخص گردیدهاست. آمار بهدستآمده نشان میدهد کنایه با بیشترین کاربرد، زبانی کنایی را برای متن، رقم زده؛ شیوهی استدلال و بیان مطلب مولوی بر تمثیلپردازی استوار است که با بعد آموزگاری شخصیت وی و تلاش او برای تفهیم مطلب، بسیار سازگار است. گزارهی دیگر، تعارف است که با رابطهی کلیشهای عاشق و معشوق شعر سنتی فارسی پیوند مییابد؛ تهدید نیز افزون بر کاربرد تعلیمی آن، به کار نمایان ساختن چهرهی پرخاشجوی معشوق در رباعیات، آمدهاست؛ ضمن آنکه تعلیم مریدان بیذوق یا تمایل به حماسهی عرفانی نیز مولوی را به رجزخوانی (از زیرگونههای تهدید) واداشتهاست. کاربرد القاب کلیشهای نیز تیپسازیهای اجتماعی شاعر را رقم زدهاست. دشنام، دعا و نفرین نیز به ترتیب، در ردههای پایینتر طرف توجه مولوی بودهاند و هریک به اغراضی خاص، در رباعیات او به کار گرفتهشدهاند.