بازشناسی اقلیم‌های فرهنگی ایران: به‌سوی یک چهارچوب مفهومی و روش‌شناختی

نویسندگان

1 استادیار مردم‌شناسی دانشکدۀ علوم اجتماعی و عضو پژوهشکدۀ مطالعات و سیاست‌گذاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی؛ تهران، ایران .

2 دانش‌آموختۀ دورۀ دکترای تخصصی پژوهش هنر دانشگاه الزهرا (س)؛ تهران، ایران.

doi
10.22083/scsj.2024.442664.1149
چکیده

توجه به تنوع فرهنگ مناطق مختلف در برنامه‌ریزی منطقه‌ای ضرورتی است که برنامه‌ریزان راهبردی در اسناد مختلف بین‌المللی و ملی بر آن تأکید داشته‌اند؛ در‌حالی‌که به این امر در اسناد مهمی چون «سند ملی آمایش سرزمین» به‌شایستگی توجه نشده است. به‌منظور تکمیل سند ذکرشده و جلوگیری از پیامدهایی چون افزایش نابرابری در حوزۀ فرهنگ و به‌تبع آن تضعیف هویت یگانۀ ایرانی، «سند آمایش فرهنگ» در دست تدوین است. مقالۀ پیش ِ رو برگرفته از پژوهشی است که درراستای تدوین سند ذکرشده و با هدف مفهوم‌شناسی و بازشناسی اقلیم‌های فرهنگی ایران انجام یافته است. هدف این مقاله تمهید بنیادهای مفهومی و نیل به چهارچوبی روش‌شناختی به‌منظور بازشناسی اقلیم‌های فرهنگی ایران و دریافت پاسخ این سؤال است که اقلیم‌های فرهنگی ایران را براساس چه شاخص‌هایی می‌توان تعریف کرد، تمایز بخشید و یکپارچگی آن‌ها در قالب اقلیم فرهنگی واحد ملی را بازنمایی و حفظ کرد. بدین‌منظور از روش‌های مطالعۀ کتابخانه‌ای و تطبیقی و نظرات طیفی از صاحب‌نظران علمی و اجرایی بهره گرفته شده و حاصل آن ارائۀ تعریفی از مفهوم اقلیم فرهنگی براساس ترکیبی از تعاریف سه مفهوم «منطقۀ فرهنگی رسمی»، «منطقۀ فرهنگی رسمی ترکیبی» و «منطقۀ فرهنگی بومی یا ادراکی» است. براساس این پژوهش چهارچوب روشی برای اقلیم‌بندی فرهنگی در صورتی کارآمد است که در آن هم‌زمان ابعاد مادی و غیرمادی فرهنگ مدنظر قرار گیرد و دو رویکرد هم‌زمانی و درزمانی توأمان اتخاذ شود. اقلیم‌بندی فرهنگی ایران براساس کانونیت مناطق از منظر چهار شاخص تاریخ، علم، مذهب و قومیت روشی کاربردی است که تمامی ویژگی‌های فوق را دارد.