واکاوی مقایسهای کهنالگوی پیردانا در سه منظومهی منطقالطیر، مصیبتنامه و الهینامه عطار (با بیان تقابل پیردانا با مفهوم انسان کامل در عرفان و فلسفه)
نویسندگان
1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران ، اهواز
2 دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22099/jba.2018.30259.3092چکیده
تجلی روح الهی در وجود انسان کامل را در عرفان تعبیر به عشق به ذات حق میکنند. در عرفان روح انسان در حال تعالی و سلوک به سوی حق است. انسان کامل در آخرین مرحلهی سلوک (فنا) حقیقتی خداوندوار همچون سی مرغ عطار و سالکان واصل در آثار عرفانی مییابد. پیردانا در روانشناسی یونگ تاحدی همچون پدر یا مرشد یا شیخ در عرفان است که با بصیرت و روشنگری و تیزبینی سالکان و انسانها را به صورت عام به سوی تهذیب نفس، حفظ منش و اخلاق دعوت میکند. این پژوهش در پی بیان خصوصیات پیردانا و آشکار ساختن تفاوت و شباهت آن با انسان کامل و پیر (مراد) در عرفان و فلسفه، بر آن است تا جنبههای دانایی و هدایتگری پیردانا را با توجه به ویژگیهای کهنالگویی و روانکاوانهاش مشخص کند و نقش آن را در شخصیتهای هدهد (در منطقالطیر)، پیر (در مصیبتنامه) و پدر (در الهینامه) نمایان و تحلیل سازد؛ هرچند نقش دانایی، خصلت روحانی ناآگاه روان، شناسایی و تفکر پیر دانا در شخصیت هدهد و پیر به صورت ارشادی و هدایت-گونه آشکارتر است.