کرونا، زیست کره و زیست جهان: مطالعهای جامعهشناختی در باب روابط متقابل انسان و محیط زیست
نویسندگان
1 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی، تهران ایران(نویسنده مسئول) saboktakingh@khu.ac.ir
2 دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران irajnadri@gmail.com
doi
10.22083/scsj.2024.441033.1143چکیده
اندیشه محوری این پژوهش پرورش این ایده است که رشد سرمایهداری در نیمه دوم قرن بیستم همراه با عملکرد نئولیبرالیسم اقتصادی، رابطه مطلوب انسان با محیط طبیعیاش را برهم زده است، به طوری که اپیدمیهای اخیر از جمله انتشار ویروس کرونا به نوعی بازتاب دهنده رابطه نامتوازن انسان با محیط است. این مقاله با اتکا به دیدگاه نظری یورگن هابرماس(سیستم- زیستجهان) و روش اسنادی و تحلیلی تدوین شده است. یافتهها نشان میدهد که انتشار ویروس کرونا تابعی از شرایط محیطی ایجاد شده به دست انسانها است. انتشار اپیدمیها و جهش کرونا ویروسها با شرایط زیست محیطی، نظامهای تولید انبوه توسط شرکتهای چندملیتی و استفاده بدون نظارت از آفتکشها و دخل و تصرفهای ژنتیکی در گیاهان و جانواران است. بینش اقتصادی نئولیبرال نسبت به کشاورزی تجاری سودمحور، ریسک انتشار ویروسهای همهگیر را میپذیرد. با شیوع ویروس کرونا و پیامدهای ناخواسته آن از قبیل محدودشدن فعالیتهای اقتصادی تخریبگر در زمین، هوا، دریا و کلانشهرها زیستکره فرصتی برای خوداحیاگری یافته است. همچنین انتشار این ویروس فرصتی پدید آورده است که انسانها در زیستجهان پیامدهای مخرب سیستم(سرمایه و دولت) را مورد بازاندیشی قرار دهند، به متابولیسم سیارهای اتصال یابند و فرهنگ و طبیعت را هستیهایی مکمل یکدیگر در نظر گیرند. این بینش پرتوی نو را از زاویه زیست جهان به رابطه متعامل انسان و محیط زیست، میافکند.