معلم فکور در عصر هوش مصنوعی: پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجومعلمان در کارورزی

نویسندگان

1 استادیار، گروه آموزشی علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان،تهران ،ایران.

2 گروه آموزشی تاریخ، دانشکده آموزش عالی شهدای مکه،دانشگاه فرهنگیان،تهران ،ایران.

doi
10.48310/istt.2025.19585.1154
چکیده

پیشینه و اهداف: تحولات ناشی از فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، نقش معلمان را دگرگون کرده و مفهوم «معلم فکور» را در ادبیات تربیت معلم برجسته ساخته است. با این حال، درک دانشجومعلمان از این نقش همچنان مبهم و متناقض است. این پژوهش با هدف تبیین تجربه زیسته دانشجومعلمان از مفهوم معلم فکور در مواجهه با فناوری‌های نوپدید انجام شد.روش‌ها‌: مطالعه به روش کیفی و پدیدارشناسی توصیفی صورت گرفت. ۱۰ دانشجومعلم آموزش ابتدایی که حداقل یک ترم کارورزی گذرانده و آشنایی اولیه با فناوری داشتند به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری و بر اساس الگوی کلایزی تحلیل شد. برای تقویت اعتبار، بازبینی مشارکت‌کنندگان و هم‌سنجی دو کدگذار مستقل به کار رفت.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها سه مضمون اصلی آشکار ساخت: ۱) گسست ادراکی نسبت به فناوری، ۲) نقش مبهم معلم فکور، و ۳) گشودگی به تغییر در صورت حمایت. شش مضمون فرعی نیز شناسایی شد: تصویر ذهنی از فناوری، تأثیر آموزش‌های فناورانه بر هویت حرفه‌ای، چالش‌های کارورزی، نقش پشتیبانی و مربی‌گری، موانع فنی و روانی، و پذیرش آگاهانه فناوری. به‌طور کلی، تجربه دانشجومعلمان تحت‌تأثیر سه دسته عامل بود: فردی (ترس‌ها و ناآشنایی فناورانه)، محیطی (فقدان الگوهای فناورمحور در کارورزی)، و آموزشی (حمایت استادان و آموزش ساختاریافته).نتیجه‌گیری: درک دانشجومعلمان از نقش معلم فکور فناورآگاه هنوز کامل نیست، اما ظرفیت تحول با آموزش و حمایت وجود دارد. بازنگری در کارورزی، آموزش فناورانه و نقش فعال استادان راهنما می‌تواند پذیرش آگاهانه فناوری و تقویت هویت حرفه‌ای معلمان آینده را تسهیل کند.