جهان را بلندی و پستی توی (بحث درباره یک بیت منسوب به فردوسی)
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور ارومیه
doi
10.22099/jba.2018.30122.3079چکیده
یکی از افسانههای آشنا دربارهی فردوسی داستان شیخی است که بر پیکر او نماز نخواند و شبهنگام حکیم را در خواب دید که به سببِ یک بیت توحیدی آمرزیده و بهشتی شده است. در غالبِ منابعِ نقلِ این داستان، بیتِ موجبِ بخشودگی این است: جهان را بلندی و پستی توی/ ندانم چهای هرچه هستی توی فعلاً کهنترین مآخذِ مکتوبِ این افسانه که بیت را هم آورده دو کتاب تاریخ گزیده و ظفرنامهی حمدالله مستوفی است امّا این بیت خارج از قالبِ آن داستان در متونی مقدّم بر آثار مستوفی هم ذکر شده است که در برخی به نام فردوسی است و در بعضی دیگر به گویندهی آن اشاره نشده. مرصادالعباد (تألیفِ 618 ه.ق) نخستین منبعی است که بیت را بیذکرِ نام ناظم آورده و عراضهالعروضیینِ قَرشی (تألیفِ نیمهی دومِ سدهی هفتم) نیز قدیمترین سندی است که بیت را از شاهنامه دانسته. بیت مذکور فقط در سه نسخهی شاهنامه از سدههای هشتم و نهم در داستان نبرد رستم و خاقان چین دیده میشود و در اغلب دستنویسهای معتبر نیست. به همین دلیل و به رغمِ آنچه از سدهی هفتم تا دورهی معاصر گفته شده بیتِ (جهان را بلندی و پستی توی...) از فردوسی و شاهنامه نیست و آن را باید از مشهورترین و پرتکرارترین بیتهای الحاقیِ منسوب به حکیم طوس بدانیم که افسانهی فردوسی و شیخ ابوالقاسم سببِ اصلیِ اشتهارش به نام فردوسی بوده و در متونِ منثورِ متعدّد بدان استشهاد شده است. یادآور میشود که هم ضبطهای متفاوتی از این بیت در منابع دیده میشود و هم به لحاظ معنایی چند دریافت و گزارش مختلف از آن به دست داده شده است.