بررسیِ سوگندهای سعدی در پرتوِ پارادایم بازیهای زبانی
doi
10.22099/jba.2018.27644.2855چکیده
سوگند گزارهای است اعتقادی / درونی با رویکرد ایجابی و مبتنی بر آیینها، باورها و نیز کُنشهای ایمانی و عاطفی که گونههای آن در منابعِ دینی، متون تاریخی و دیوان شاعران بسیار است. رایجترین نوعِ آن در آثار شعرای پارسیگوی در قالبِ «سوگندنامه»ها / «قسمیّه» بازتاب یافته است، چنانکه نمونههای آن را از دیرباز در دیوانِ شاعرانی چون فردوسی، نظامی، ظهیر فاریابی و... میتوان دید. با وجود این، هستند شاعرانی که اشعار آنها چندان عرصهی «سوگندنامه»های متداول نیست امّا در عینِ حال سوگندهای بسیاری را بر زبان میرانند. شیخِ اجلّ، سعدی یکی از این شاعران است که آثارش به ویژه غزلهای او دارای سوگندهای متنوع و متکثر است. در میانِ مجموعه آثار سعدی، بوستان دارای سوگندهای انگشتشمار با کارکردی ایدئولوژیک است، و گلستان، چندان عرصهی سوگند نیست و شمارِ - سوگند در آن از یکی- دو مورد برنمیگذرد، امّا غزلیّات مشتمل بر سوگندهای بسیار است. غالبِ این سوگندها در اسلوبِ هنریِ سعدی، دارای صبغهی زمینی/ عاطفی و از نوعِ سوگندهای عاشقانه است. گفتارِ حاضر با تمرکز بر آثارِ سعدی و در پیوندِ با «بازیهای زبانی» میکوشد کارکرد سوگندهای غزل او را بررسی و کیفیّت و تمایز آن را در مقایسه با بوستان و گلستانِ شیخِ اجل برنماید. واژههای کلیدی: